پلتفرم آموزشی حقوق و مهندسی

بانک جامع مواد قانونی و تست‌های آزمونی وکالت، کارشناس رسمی و نظام مهندسی

از متن تا تسلط

خانه بازگشت به فهرست مواد

قانون کار

ماده ۲۴

ماده ۲۴

در صورت خاتمه‌ی قرارداد کار، کار معین یا مدت موقت، کارفرما مکلف است به کارگری که مطابق قرارداد، یک سال یا بیشتر، به کار اشتغال داشته است برای هر سال سابقه، اعم از متوالی یا متناوب بر اساس آخرین حقوق مبلغی معادل یک ماه حقوق به عنوان مزایای پایان کار به وی پرداخت نماید.

دسترسی اشتراکی

برای دسترسی به محتوای کامل نکات آموزشی باید اشتراک فعال داشته باشید.

هیچ نکته آموزشی برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ رأی وحدت رویه‌ای برای این ماده ثبت نشده است.

رأی شماره 1414 مورخ 1400/06/02 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: ابطال بند 3 بخشنامه به شماره 93/44409/50/100 مورخ 1393/11/04 وزیر نیرو از تاریخ تصویب

شماره ۹۹۰۲۹۱۰ - ۱۶ /۶ /۱۴۰۰

بسمه تعالی
جناب آقای اكبرپور
رئیس محترم هیأت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران
با سلام

یك نسخه از رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۱۴۰۰۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۴۱۴ مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۰۲ با موضوع «ابطال بند ۳ بخشنامه به شماره ۹۳/۴۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ مورخ ۱۳۹۳/۱۱/۰۴ وزیر نیرو از تاریخ تصویب» جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد .

مدیركل هیأت عمومی و هیأت‌های تخصصی دیوان عدالت اداری - یدالله اسمعیلی فرد

تاریخ دادنامه : ۱۴۰۰/۶/۲
شماره دادنامه: ۱۴۱۴
شماره پرونده : ۹۹۰۲۹۱۰
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاكی : آقای محسن مرادی
موضوع شكایت و خواسته : ابطال بند ۳ بخشنامه به شماره ۹۳/۴۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ مورخ ۱۳۹۳/۱۱/۴ وزیر نیرو

گردش كار :
شاكی به موجب دادخواستی ابطال بند ۳ بخشنامه به شماره ۹۳/۴۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ مورخ ۱۳۹۳/۱۱/۴ وزیر نیرو را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام كرده است كه:

"۱ - حكم قانونگذار در خصوص نحوه‌ی پرداخت حق سنوات پایان كار بر اساس آخرین حقوق و آخرین مزد می‌باشد كه در برگیرنده‌ی تمام عناوین فردی و مواد ماده ۳۴ قانون کار و ماده ۳۵ قانون کار بند (ب) ماده ۳۷ قانون کار است لذا بند ۳ بخشنامه‌ی معترض‌عنه كارگران را كه مشمول موضوع ماده ۷۶ قانون تأمین اجتماعی ( بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور ) می‌باشند را از دریافت سنوات بر اساس آخرین حقوق و مزد محروم نموده و صرفاً شامل مزد مبنا و حق جذب می‌نماید بر همین اساس بند ۳ در خور نقض و مغایر با بندهای ذیل می‌باشد:

الف - مواد ماده ۳۱ قانون کار، ماده ۳۴ قانون کار و ماده ۳۵ قانون کار بند (ب) ماده ۳۷ قانون کار
ب - رأی وحدت رویه شماره ۱۸۶ - ۱۳۹۸/۲/۱۷
ج - دادنامه‌ی شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۳۳۲۸ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری كه به طرفیت وزارت نیرو نسبت به ابطال بخشنامه‌ی اختیاری شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۹۴/۴/۸ در مورد نحوه‌ی پرداخت سنوات پایان كار با موضوع مشابهی برمبنا و حق جذب حكم ابطال پرداخت مزد وحق مبنا صادر شده است.

۲ - حق سنوات به دلالت مواد ماده ۲۲ قانون کار، ماده ۲۴ قانون کار، ماده ۲۷ قانون کار و ماده ۳۱ قانون کار بند (ب) ماده ۳۷ قانون کار بعد از خاتمه‌ی رابطه‌ی كاری و بر اساس حقوق آخرین ماه كاركرد با همه عناوین مواد ۳۴ و ۳۵ قانون كار مطابق فیش حقوقی پیوست واریزی به حساب بانكی پرداخت می‌شود. پس محاسبه‌ی سنوات صرفاً با آخرین حقوق تجویز شده است، در حالی كه بند ۳ بخشنامه‌ی معترض‌عنه كلیه‌ی كاركنان شاغل در شركت‌های وابسته به وزارت نیرو را كه از طریق مشاغل سخت و زیان‌آور بازنشسته شده را از پاداش موضوع ماده ۳۱ قانون کار و كلیه‌ی عناوین موضوع مواد ۳۴ و ۳۵ و بند (ب) ماده ۳۷ قانون كار ممنوع می نماید و یا محدود كردن حقوق به حقه‌ی این افراد زحمتكش به ازای هر سال سابقه‌ی كار مزد مبنا و حق جذب پرداخت می‌نماید.

۳ - متن مقرره در مورد اعتراض به قرار زیر است:
الف - ماده ۳ بخشنامه شماره ۹۳/۴۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۴ مبنای محاسبه جهت تعیین پاداش سنوات ( حقوق مبنا + جذب فوق العاده ) می‌باشد. اصول اصل ۷۱ قانون اساسی و اصل ۷۳ قانون اساسی تفسیر قوانین عادی را در صلاحیت مجلس شورای اسلامی قرار داده است و مطابق بخشنامه نمی‌تواند خلاف قانون باشد و بخشنامه‌ی خلاف قانون منشاء اثر نیست. متاسفانه وزارت نیرو به استناد بخشنامه‌ی فوق‌الذكر و دفتر توسعه‌ی منابع انسانی شركت مادر تخصصی تولید نیروی برق حرارتی به موجب نامه‌ی شماره ۹۹/۵/۵۴/۹۷۶۸ - ۱۳۹۹/۶/۱۵ اقدام به صدور بخشنامه‌ی خلاف قانون نموده و نحوه‌ی پرداخت سنوات پایان كار را صرفاً حقوق مبنا و فوق‌العاده‌ی جذب تعیین و اجرا كرده. در همین راستا بخشنامه‌های مشابه خلاف قانون كار پرداخت پاداش سنوات بازنشستگان اختیاری شماره ۹۴/۲۱۳۸۸/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۹۴/۴/۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری طی دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۳۳۲۸ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۹ كه مبنای محاسبه جهت پاداش سنوات ( حقوق مبنا + فوق العاده جذب ) را غیرقانونی تشخیص داده و آن را ابطال می‎كند.

ب - وزیر نیرو نیز در راستای تمكین دادنامه شماره ۳۳۲۸ - ۱۳۹۸/۱/۲۹ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری اقدام به صدور بخشنامه‌ی جدید تحت شماره ۹۹/۱۳۴۰۰/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۹۹/۱/۷ نمود. در بند ۱۷ این بخشنامه، بخشنامه‌ی سابق موضوع دادنامه ۳۳۲۸ با اصلاحات بعدی آن را لغو نموده است و طبق بند ۱۶ این بخشنامه وزیر نیرو به كلیه‌ی شركت‌های مادر تخصصی و شركت‌های وابسته ( غیردولتی ) دستور داد كه مكلفند پاداش سنوات پایان كار با رعایت دادنامه شماره ۳۳۲۸ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری پرداخت نماید. اما متاسفانه شركت مادر تخصصی تولید نیروی برق حرارتی مطابق نامه‌ی شماره ۹۹/۵/۵۴۰/۹۷۶۸ - ۱۳۹۹/۶/۱۵ و نامه شماره ۵۴۰/۱۴۵۷/ص/۹۹ - ۱۳۹۹/۸/۲۸ و شركت مدیریت تولید برق شازند نیز مطابق نامه شماره ۳۴۹۵/۲۰۰۰ اعلام می‌دارند كه دادنامه‌ی شماره ۳۳۲۸ موضوع بخشنامه‌ی بازنشستگی عادی و اختیاری می‌باشد و بخشنامه‌ی معترض‌عنه را مشمول دادنامه ۳۳۲۸ هیأت عمومی نمی‌داند. لذا بخشنامه‌ی معترض‌عنه بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور تاكنون ابطال و اصلاح نشده. بر همین اساس سنوات پایان كار مطابق بند ۳ آن صرفاً حقوق مبنا + فوق‌العاده جذب پرداخت می‌شود.

۴ - طبق اصول اصل ۱۹ قانون اساسی و اصل ۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، مردم ایران از هر قوم و قبیله كه باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود و همه‌ی افراد ملت اعم از زن و مرد یكسان در حمایت قانون قرار دارند و طبق ماده ۳۸ قانون کار، برای انجام كار مساوی كه در شرایط مساوی در یك كارگاه انجام می‌گیرد باید به زن و مرد مزد مساوی پرداخت شود، تبعیض در تعیین میزان مزد بر اساس سن، جنس، نژاد و قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است حال چرا وزارت نیرو و شركت مادرتخصصی تولید نیروی برق حرارتی شركت مدیریت تولید برق شازند برخلاف مواد فوق‌الذكر و رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری علی‌الخصوص رأی وحدت رویه شماره ۱۸۶ - ۱۳۹۸/۲/۱۷ و دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۳۳۲۸ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ و بخشنامه‌ی جدیدالصدور وزارت نیرو به شماره ۹۹/۱۲۴۰۰/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۹۹/۲/۷ بند ۱۶ از پرداخت واقعی سنوات پایان كار استنكاف نموده و سنوات قانونی اینجانب و امثالهم را نقض و تضییع می‌نمایند. لذا با تقدیم این شكایت و نظر به بند ۲۴ شرح حكم بازنشستگی درخواست رسیدگی و ابطال بند ۳ بخشنامه شماره ۹۳/۴۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ را از زمان تصویب مورد استدعا می باشد."

متن بخشنامه مورد اعتراض به شرح زیر است:

" كلیه‌ی شركت‌های مادرتخصصی
موضوع: بازنشستگی مشاغل سخت شركت‌های وابسته

به منظور نگهداشت نیروی انسانی شاغل در مشاغل سخت و زیان‌آور شركت‌های وابسته‌ی غیردولتی ( مدیریت تولید برق، توزیع نیروی برق، آب و فاضلاب شهری و استانی، بهره‌برداری از شبكه‌های آبیاری و زهكشی ) و در راستای افزایش انگیزش و بهره‌وری مطلوب نیروی انسانی كه واجد شرایط بازنشستگی اختیاری می‌باشند، موافقت می‌گردد موارد زیر از تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۱ اعمال شود.

«۳ - مبنای محاسبه جهت تعیین پاداش سنوات در چارچوب بخشنامه‌ی شماره ۳۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۸۶/۵/۷ ( حقوق مبنا + فوق العاده جذب ) می‌باشد».

مسئولیت اجرای این بخشنامه در شركت‌های وابسته ( غیردولتی ) به عهده‌ی مدیرعامل شركت و مسئولیت نظارت بر حسن اجرا، به عهده‌ی مدیران عامل شركت‌های مادرتخصصی و مجامع عمومی ذیربط می‌باشد. ـ وزیر نیرو "

در پاسخ به شكایت مذكور، مدیركل دفتر حقوقی وزارت نیرو به موجب لایحه‌ی شماره ۹۹/۴۹۲۶۸/۴۱۰ - ۱۳۹۹/۱۲/۲۰ توضیح داده است كه:

"۱ - مطابق بند (پ) ماده ۸۰ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، شاكی باید در درخواست خود حكم شرعی یا مواد قانونی كه ادعای مغایرت مصوبه با آن شده است و همچنین مطابق بند (ت) همان ماده باید «دلایل و جهات اعتراض از حیث مغایرت مصوبه با شرع یا قانون اساسی یا سایر قوانین یا خروج از اختیارات مرجع تصویب كننده» را تصریحاً بیان نماید، در حالی كه مستندات قانونی مورد نظر شاكی اساساً هیچ گونه ارتباطی با موضوع بخشنامه‌ی صادره توسط وزارت نیرو ندارد و مقررات و مواد قانونی استناد شده از سوی شاكی از جمله مواد قانون كار و رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مربوط به پاداش سنوات استحقاقی است و نه پاداش سنوات تشویقی.

۲ - بخشنامه‌ی معترض‌عنه به منظور نگهداشت نیروی انسانی شاغل در مشاغل سخت و زیان‌آور صادر گردیده و بنا به مقرره‌‌ی آن كاركنان در صورت درخواست بازنشستگی اختیاری، مطابق جدول بند ۱ علاوه بر پاداش سنوات استحقاقی و تكلیفی كارفرما، از پاداش سنوات تشویقی نیز بهره‌مند می‌شوند.

۳ - بند ۳ بخشنامه‌ی معترض‌عنه ( مبنای محاسبه پاداش سنوات ) دارای ۲ بخش است:
۱ - پاداش سنوات استحقاقی كه به میزان سنوات اشتغال در شركت می‌باشد.
۲ - پاداش سنوات تشویقی كه مازاد بر سنوات استحقاقی پرداخت می‌شود.
از آنجا كه نحوه‌ی پرداخت سنوات استحقاقی بر اساس دادنامه‌های شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۳۳۲۸ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و ۹۹۰۹۹۷۰۹۰۶۰۱۰۸۹۹ - ۱۳۹۹/۸/۵ هیأت تخصصی كار با بیمه و تأمین اجتماعی و بند (ب) ماده ۳۷ قانون كار جمهوری اسلامی ایران تعیین گردیده است لذا دادنامه‌ی مذكور طی نامه شماره ۹۹/۱۱۴۷۵/۵۳۰ - ۱۳۹۹/۱/۲۷ و بند ۱۶ بخشنامه شماره ۹۹/۱۲۴۰۰/۵۰/۱۰۰ - ۱۳۹۹/۱/۲۷ وزارت نیرو به كلیه‌ی شركت‌های مادرتخصصی جهت اجرا ابلاغ گردیده است، همچنین طی بند ۴ مصوبات جلسه شماره ۷۱ - ۱۳۹۹/۴/۱۰ كمیته‌ی سرمایه‌ی انسانی، پاداش سنوات استحقاقی كلیه‌ی كاركنان شاغل در شركت‌های مذكور ( اعم از عادی و یا سخت و زیان‌آور ) به میزان كلیه‌ی اقلام مندرج در قرارداد كار یا حكم كارگزینی كه حقوق نامیده می‌شود، پرداخت می‌شود. این در وضعیتی است كه بند ۳ بخشنامه‌ی یاد شده صرفاً در خصوص پاداش سنوات تشویقی كه مازاد بر پاداش استحقاقی است، قابلیت اجرا دارد. به عبارت دیگر پاداش تشویقی به عنوان مازاد بر پاداش استحقاقی كه بنا به درخواست و اعلام رضایت كاركنان انجام می‌پذیرد تفاوتی در ماهیت وجود ندارد كه به صورت مبلغ مقطوع یا مبنای دیگری برای پرداخت آن منظور گردد.

۴ - پاداش سنوات تشویقی در چارچوب توافقات طرفین و در راستای مواد ماده ۱۰ قانون مدنی و ماده ۲۳۱ قانون مدنی صورت می‌پذیرد، لذا با توجه به رضایت حاصله، ادعای ابطال اقدامات صورت گرفته از زمان تصویب فاقد توجیه و محمل قانونی است.

علی‌هذا با عنایت به مراتب فوق و اینكه بخشنامه‌ی معترض‌عنه فاقد هرگونه ایراد شرعی و قانونی بوده و دلیلی بر مغایرت مصوبه مورد شكایت با قوانین جاری كشور ارائه نگردیده، لذا اتخاذ تصمیم شایسته دایر بر رد شكایت مطروحه توسط آن مرجع مورد استدعاست. ضمناً خواهشمند است دستور فرمایند نمایندگان وزارت نیرو جهت ادای توضیحات لازم در جلسه رسیدگی حضور یابند."

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۲ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

اولاً: براساس رأی شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۳۳۲۸ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۹ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و رأی شماره ۹۹۰۹۹۷۰۹۰۶۰۱۰۸۹۹ - ۱۳۹۹/۸/۵ هیأت تخصصی كار، بیمه و تأمین اجتماعی دیوان عدالت اداری و با عنایت به مفاد مواد ۲۴، ۳۱، ۳۴ و ۳۵ قانون كار جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۶۹ پاداش سنوات استحقاقی به میزان كلّیه‌ی اقلام مندرج در قرارداد كار یا حكم كارگزینی كه حقوق نامیده می‌شود، تعیین می‌گردد.

ثانیاً: در بند ۳ بخشنامه‌ی معترض‌عنه، علی‌الاطلاق مبنای محاسبه جهت تعیین پاداش سنوات اعم از استحقاقی و تشویقی ( حقوق مبنا + فوق العاده جذب ) بیان گردیده و دلیلی مبنی بر اینكه این مبنای محاسبه مختص پاداش تشویقی است و پاداش استحقاقی را در برنمی گیرد، وجود ندارد.

ثالثاً: در بخشنامه‌ی شماره ۳۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ مورخ ۱۳۸۶/۵/۷ وزیر نیرو نیز كه بند ۳ بخشنامه‌ی مورد شكایت مبنای محاسبه‌ی پاداش سنوات را به آن بخشنامه ارجاع داده، هیچ تفكیكی بین تعیین پاداش سنوات اعم از استحقاقی و تشویقی صورت نگرفته و صرفاً علی‌الاطلاق با احتساب فوق‌العاده‌ی جذب و نگهداری در محاسبه‌ی پاداش پایان خدمت و اضافه‌كاری جهت مشمولین قانون كار كه شاغل هستند، موافقت شده است. بنا به مراتب فوق، اطلاق بند ۳ بخشنامه شماره ۹۳/۴۴۴۰۹/۵۰/۱۰۰ مورخ ۱۳۹۳/۱۱/۴ كه علی‌الاطلاق مبنای محاسبه‌ی تعیین پاداش سنوات اعم از استحقاقی و تشویقی را حقوق مبنا + فوق العاده‌ی جذب بیان داشته، مغایر با قوانین و مقررات مذكور و خارج از حدود اختیارات مرجع تصویب كننده‌ی آن است و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و مواد ۱۳ و ۸۸ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری - حكمتعلی مظفری

رأی شماره 742 مورخ 1399/06/04 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: تعارض آراء شعبه 25 بدوی دیوان عدالت اداری با موضوع اعتراض به نحوه محاسبه پاداش و سنوات و ذخیره مرخصی

شماره ۹۹۰۰۰۹۳ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۱

بسمه تعالی
جناب آقای اكبرپور
رئیس ھیأت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمھوری اسلامی ایران

یك نسخه از رأی ھیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۹۹۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۰۷۴۲ مورخ ۱۳۹۹/۰۶/۰۴ با موضوع « موضوع اعلام تعارض قبل از عقد قرارداد مستقیم با دانشگاه، كارگر یك شركت خدماتی طرف قرارداد با دانشگاه بوده‌اند و مصادیق مواد ماده ۲۴ قانون کار و ماده ۷۱ قانون کار پرداخت حق سنوات و مانده مرخصی آنان براساس آخرین حقوق دریافتی برعهده‌ی شركت مزبور به عنوان كارفرما بوده است و تعهد دانشگاه در قبال آنان در حد تبصره ۱ ماده ۱۳ قانون کار می‌باشد كه به این تعهد خود عمل كرده است. بنابراین رأی شعبه ۲۵ تجدیدنظر كه به رد شكایت صادر شده صحیح و موافق مقررات است.» جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد.

مدیركل ھیأت عمومی و ھیأتھای تخصصی دیوان عدالت اداری - مھدی دربین

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۹/۰۶/۰۴
شماره دادنامه: ۷۴۲
شماره پرونده : ۹۹۰۰۰۹۳
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
اعلام‌كننده تعارض : آقای ذكریا نظری تاجانی
موضوع: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری

گردش كار:
آقای ذكریا نظری تاجانی به موجب نامه مورخ ۱۳۹۸/۱۱/۱۶ اعلام كرده است كه:" با احترام: بدین وسیله اینجانب ذكریا نظری تاجانی چون بنا به دادخواست تقدیمی به دیوان عدالت اداری به خواسته اعتراض به نحوه‌ی محاسبه‌ی پاداش و سنوات و ذخیره مرخصی محل خدمت در دانشگاه علوم پزشكی شهرستان لنگرود ـ ارجاع پرونده به شعبه ۲۵ دیوان و ابلاغ رأی به شماره ۱۵۴۶ - ۱۳۹۸/۶/۲۵ در حالی كه بعد از تجدیدنظرخواهی دانشگاه علوم پزشكی لنگرود و نقص رأی به شماره دادنامه ۱۷۱۸۹- ۱۳۹۸/۱۱/۱۴ در حالی كه مشابه این خواسته‌ام توسط احدی از همكاران اینجانب به نام محمداله وردیان در شعبه۲۵ دیوان رأی به نفع وی صادر به شماره ۱۵۴۷- ۱۳۹۸/۶/۲۵ و عدم تجدیدنظرخواهی دانشگاه علوم پزشكی لنگرود این رأی اجرا شد. لكن چون در رسیدگی این دو خواسته مشابه هم همكارم موفق به دریافت حق و حقوق خود شده است لكن به دلیل نقص رأی بدوی در تجدیدنظر شعبه ۲۵ حقم ضایع گردیده است. با این وجود به دلیل تعارض در دو آراء به وجود آمده اینجانب استدعای رسیدگی جهت احقاق حقم را دارم. "

گردش كار پرونده‌ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

الف: شعبه ۲۵ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۸۰۹۹۸۰۹۰۲۷۰۱۲۴۹ با موضوع دادخواست آقای ذكریا نظری تاجانی به طرفیت دانشگاه علوم پزشكی گیلان و به خواسته اعتراض به نحوه‌ی محاسبه‌ی پاداش و سنوات و ذخیره‌ی مرخصی و الزام به محاسبه بر اساس آخرین حكم كارگزینی ( سال ۱۳۹۶ ) و الزام به پرداخت مابه‌التفاوت مبلغ مذكور به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۲۷۰۱۵۴۶ - ۱۳۹۸/۶/۲۵ به شرح زیر رأی صادر كرده است:

با ملاحظه و بررسی اوراق و محتویات پرونده و از آنجا كه مطابق مواد ۲، ۳ و ۴ آیین‌نامه اداری و استخدامی كارمندان غیرهیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی ( وزارت بهداشت ) كارمند در مؤسسه اعم از قراردادی و پیمانی و رسمی می‌باشد و فرقی بین قراردادهای منعقده از قرارداد كار و غیر آن قائل نشده است و مطابق ماده ۵ آیین‌نامه‌ی مذكور خدمت تمام وقت به عنوان سابقه‌ی خدمت محسوب گردیده است با این اوصاف فرقی بین قراردادهای مزبور مطابق آیین‌نامه‌ی مذكور كه شاكی مشمول آن می‌باشد نخواهد بود مطابق ماده ۱۰۳ آیین‌نامه‌ی مذكور در صورتی كه آن قسمت از سابقه‌ی خدمت كارمند كه در ازاء آن وجوه بازخریدی دریافت كرده‌اند پاداش پایان خدمت كسر می‌گردد و الا به ازاء هر سال خدمت یك ماه آخرین حقوق و مزایای مستمر ( تا سی سال ) پاداش پایان خدمت قابل پرداخت می‌باشد و لذا اقدام خوانده در پرداخت پاداش پایان خدمت به تفكیك نمودن قراردادها به مشمول قانون كار و قرارداد حجم كار معین بلاوجه بوده با توجه به اینكه چنانچه قابل احتساب بر اساس قانون كار بوده باشد در این فرض می‌بایست در همان سال‌های مزبور و در پایان هر سال خدمتی به عنوان سنوات خدمت پرداخت به نامبرده انجام می‌گرفت كه این گونه نبوده است، بنابراین با رد دفاعیات ابرازی خوانده و لذا شكایت شاكی وارد می‌باشد. بـه استناد مـواد ۱۰، ۱۱ و ۶۵ قـانون تشكیلات و آیین دادرسـی دیوان عدالت اداری حكم بـه ورود شكایت و الزام خوانده به اجابت خواسته خـواهان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می‌باشد.

در اثر تجدیدنظرخواهی از رأی مذكور، شعبه ۲۵ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۵۵۸۰۵۴۱۲ - ۱۳۹۸/۱۱/۲ با استدلال زیر رأی مذكور را نقض می‌كند:

پاداش پایان خدمت شاكی از سال ۱۳۸۵ تا زمان بازنشستگی بر اساس آخرین حكم كارگزینی محاسبه و پرداخت شده است شاكی به عدم محاسبه‌ی پاداش پایان خدمت سنوات شركتی بر اساس آخرین حكم كارگزینی معترض می‌باشد كه شعبه بدوی حكم بر ورود شكایت صادر نموده است. علی‌ایحال از آنجا كه نیروهای شركتی مستخدم دستگاه اجرایی محسوب نمی‌شوند لذا پرداخت پاداش پایان خدمت به نیروهای شركتی توسط دستگاه اجرایی مبنای قانونی ندارد با توجه به مراتب فوق اعتراض تجدیدنظرخواه وارد تشخیص ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حكم به رد شكایت صادر و اعلام می‌گردد . رأی صادره قطعی است.

ب: شعبه ۲۵ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۸۰۹۹۸۰۹۰۲۷۰۱۲۵۰ با موضوع دادخواست آقای محمد اله وردیان سالكویه به طرفیت دانشگاه علوم پزشكی گیلان و به خواسته اعتراض به نحوه محاسبه پاداش و سنوات و ذخیره مرخصی و الزام به محاسبه بر اساس آخرین حكم كارگزینی سال ۱۳۹۶ به موجب دادنامه شماره ۹۸۰۹۹۷۰۹۰۲۷۰۱۵۴۷ـ ۱۳۹۸/۶/۲۵ به شرح زیر رأی صادر كرده است:

با ملاحظه و بررسی اوراق و محتویات پرونده و از آنجا كه مطابق مواد ۲، ۳ و ۴ آیین‌نامه اداری و استخدامی كارمندان غیرهیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی ( وزارت بهداشت ) كارمند در مؤسسه اعم از قراردادی و پیمانی و رسمی می‌باشد و فرقی بین قراردادهای منعقده از قرارداد كار و غیرآن قائل نشده است و مطابق ماده ۵ آیین‌نامه مذكور خدمت تمام وقت به عنوان سابقه خدمت محسوب گردیده است با این اوصاف فرقی بین قراردادهای مزبور مطابق آیین‌نامه مذكور كه شاكی مشمول آن می‌باشد نخواهد بود مطابق ماده ۱۰۳ آیین‌نامه‌ی مذكور در صورتی كه آن قسمت از سابقه خدمت كارمند كه در ازاء آن وجوه بازخریدی دریافت كرده‌اند پاداش پایان خدمت كسر می‌گردد و الا به ازاء هر سال خدمت یك ماه آخرین حقوق و مزایای مستمر ( تا سی سال ) پاداش پایان خدمت قابل پرداخت می‌باشد و لذا اقدام خوانده در پرداخت پاداش پایان خدمت به تفكیك نمودن قراردادها به مشمول قانون كار و قرارداد حجم كار معین بلاوجه بوده با توجه به اینكه چنانچه قابل احتساب بر اساس قانون كار بوده باشد در این فرض می‌بایست در همان سال‌های مزبور و در پایان هر سال خدمتی به‌عنوان سنوات خدمت پرداخت به نامبرده انجام می‌گرفت كه این گونه نبوده است، بنابراین با رد دفاعیات ابرازی خوانده و لذا شكایت شاكی وارد می‌باشد. به استناد مواد ۱۰، ۱۱ و ۶۵ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری حكم به ورود شكایت و الزام خوانده به اجابت خواسته خواهان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می‌باشد.

این رأی به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی قطعیت یافت.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۴ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

الف: تعارض در آراء محرز است.
ب: با توجه به اینكه اولاً : به موجب ماده ۱ قانون احكام دائمی برنامه‌های توسعه كشور مصوب سال ۱۳۹۵ امور استخدامی دانشگاه‌ها بدون رعایت قوانین و مقررات عمومی كشور تابع مصوبات هیأت امناء خود می‌باشد و مطابق ماده ۵ آیین‌نامه اداری، استخدامی و تشكیلاتی كارمندان غیرهیأت علمی دانشگاه‌های علوم پزشكی و خدمات بهداشتی درمانی كشور مصوب سال ۱۳۹۱، سوابق خدمت غیردولتی را در مواردی به‌عنوان سابقه خدمت محسوب كرده است كه به موجب قوانین خاص، خدمت دولتی محسوب شده باشد، همچنین در ماده ۸۷ آیین‌نامه اداری استخدامی و تشكیلاتی كارمندان غیرهیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی گیلان همراه با آخرین اصلاحات مصوب سال ۱۳۹۷ مصوب هیأت امناء دانشگاه مذكور نیز مقرر شده «مواردی كه در این آیین‌نامه پیش‌بینی نشده است تا طرح و تصویب آن در هیأت امناء تابع قوانین و مقررات عمومی كشور است. ثانیا:ً در مورد وضعیت نیروهایی كه به واسطه شركت‌های خصوصی در دستگاه‌های اجرایی از جمله دانشگاه فعالیت می‌كنند، مواد ۱۷ و ۱۸ قانون مدیریت خدمات كشوری مقرر كرده است: «به دستگاه‌های اجرائی اجازه داده می‌شود از طریق مناقصه و با عقد قرارداد با شركت‌ها و مؤسسات غیردولتی براساس فعالیت مشخص، حجم كار معین، قیمت هر واحد كار و قیمت كل به طور شفاف و مشخص بخشی از خدمات مورد نیاز خود را تأمین نمایند. در صورت عدم مراجعه متقاضیان، اجازه داده می‌شود با رعایت قانون برگزاری مناقصات و تأیید سازمان از طریق ترك تشریفات مناقصه اقدام گردد.كارمندان بخش‌های غیردولتی كه براساس احكام پیش‌بینی شده در این قانون، تمام و یا قسمتی از وظایف و تصدی امور دولتی و سایر امور قابل واگذاری كه حسب قوانین و مقررات مربوط معین خواهد شد را عهده دار می‌باشند، كاركنان تحت پوشش كارفرمای غیردولتی تلقی می‌گردند. دستگاه‌های اجرائی هیچ گونه تعهد و یا مسؤولیتی در قبال این كارمندان ندارند. كارفرمایان این كارمندان موظّفند با كارمندان تحت پوشش خود مطابق قانون كار و تأمین اجتماعی و سایر قوانیـن و مقررات مربوطه رفتار نمایند...». ثالثاً: در قانون احتساب سوابق خدمت مستخـدمین وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شركت‌های دولتی در نهادهای انقلاب اسلامی و‌ مأموریت كاركنان نهادهای مزبور به وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شركت‌های دولتی مصوب سال ۱۳۶۴ امكان احتساب سوابق خدمت در بخش خصوصی در دستگاه‌های اجرایی وجود ندارد و به موجب قانون نحوه تأثیر سوابق خدمت غیردولتی در احتساب حقوق بازنشستگی و وظیفه و مستمری كاركنان دولت مصوب سال ۱۳۷۲ سنوات خدمت در بخش خصوصی صرفاً در تعیین حقوق یا مستمری بازنشستگی و وظیفه قابل احتساب می‌باشد، بنابراین از آنجا كه شاكیان موضوع آراء مورد تعارض قبل از عقد قرارداد مستقیم با دانشگاه، كارگر «شركت خدماتی گیل اطمینان پامچال» طرف قرارداد با دانشگاه بوده‌اند و مطابق مواد ۲۴ و ۷۱ قانون كار پرداخت حق سنوات و مانده مرخصی آنان بر اساس آخرین حقوق دریافتی بر عهده شركت مزبور به عنوان كارفرما بوده است و تعهد دانشگاه در قبال آنان در حد تبصره ۱ ماده ۱۳ قانون کار می‌باشد كه به این تعهد عمل كرده است و بیش از این تكلیفی بر عهده نداشته است، بنابراین رأی شعبه ۲۵ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۵۴۱۲ - ۱۳۹۸/۱۱/۲ كه در مقام نقض رأی شماره ۱۵۴۶ - ۱۳۹۸/۶/۲۵ شعبه ۲۵ بدوی دیوان عدالت اداری، رأی به رد شكایت صادر شده صحیح و موافق مقررات است. این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری - محمدكاظم بهرامی

رأی شماره 186 مورخ 1398/02/17 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: ابطال نامه شماره 50187 - 1387/05/29 مدیركل تنظیم و نظارت بر روابط كار، و نامه‌های شماره 198297 - 1393/10/23 و 220863 - 1393/11/25 مدیركل خدمت جبران خدمت وزارت تعاون، كار رفاه اجتماعی

رأی شماره ۱۸۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
موضوع: «ابطال نامه شماره ۵۰۱۸۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۲۹ مدیركل تنظیم و نظارت بر روابط كار، و نامه‌های شماره ۱۹۸۲۹۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ و ۲۲۰۸۶۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ مدیركل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی»
تاریخ دادنامه: ۱۳۹۸/۰۲/۱۷
شماره دادنامه: ۱۸۶
شماره پرونده: ۹۷ /۷۳
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاكی: آقای سعید كنعانی
موضوع شكایت و خواسته: ابطال نامه‌های شماره ۵۰۱۸۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۲۹ مدیركل تنظیم و نظارت بر روابط كار، ۱۹۸۲۹۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ و ۲۲۰۸۶۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ مدیركل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی

گردش ‌كار:
شاكی به موجب دادخواستی ابطال نامه‌های شماره ۵۰۱۸۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۲۹ مدیركل تنظیم و نظارت بر روابط كار، ۱۹۸۲۹۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ و ۲۲۰۸۶۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ مدیركل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام كرده است كه:

«پرداخت سنوات در مواد ماده ۲۴ قانون کار و ماده ۳۱ قانون کار و ماده ۴۱ قانون رفع موانع تولید رقابت ‌پذیر و ارتقای نظام مالی كشور بر اساس آخرین مزد و آخرین حقوق مقرر شده لذا مقنن پرداخت سنوات را صرفاً حسب آخرین مزد یا حقوق، تجویز نموده كه منصرف از مزد ثابت ( مبنا ) است. ماده ۳۵ قانون کار در مقام تعریف مزد برآمده و «مجموع دریافتی‌های كارگر اعم از نقدی و غیرنقدی» را مزد نامیده است، بنابراین از آنجا كه ملاك پرداخت حق سنوات، مزد و حقوق بوده لذا تمامی وجوهی كه تحت هر عنوان در مقابل انجام كار پرداخت می‌شود، ملاك محاسبه‌ی سنوات است. بنابراین بخشنامه‌های معترض‌عنه كه برای پرداخت سنوات، مزد ثابت ( مبنا ) را میزان قرار داده، مغایر با مواد ماده ۲۴ قانون کار، ماده ۳۵ قانون کار و ماده ۳۷ قانون کار به نظر می‌رسد زیرا مزد كه از آن به حقوق تعبیر می‌گردد مجموع دریافتی كارگر بوده كه بیش از حقوق ثابت است، همچنین دادنامه وحدت رویه شماره ۱۱۷۲ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۷ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نیز پرداخت سنوات بر اساس مزد ثابت ( مبنا ) را خلاف قانون تشخیص داده است.»

متن مقرره‌های مورد اعتراض به شرح زیر است:
الف: نامه شماره ۵۰۱۸۷ ـ ۲۹ /۵ /۱۳۸۷:
«جناب آقای حسینی مطلق
سرپرست محترم سازمان كار و امور اجتماعی استان تهران
سلام علیكم
ضمن ارسال نامه شماره دی/۸۱۷۸۲/ت ه م/۴۰۴ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰ شركت ملی نفت ایران خواهشمند است دستور فرمایید پاسخ زیر به نحو مقتضی به واحد مربوط اعلام گردد:

۱ - در كارگاه‌های دارای طرح طبقه‌بندی مشاغل مزد مبنا ( مزد گروه و پایه ) و در سایر كارگاه‌های مزد ثابت ( مجموع مزد شغل و مزایای ثابت و مستمر پرداختی به تبع شغل ) مبنای احتساب حق سنوات قرار می ‌گیرد. بدیهی است چنانچه به موجب قرارداد كار اولیه یا شروط الحاقی بعدی آن با موافقت‌نامه‌ی كارگاهی یا پیمان دسته‌جمعی كار یا عرف و روال كارگاه نحوه‌ی محاسبه دیگری كه متضمن مزایای بیشتر برای كارگران بوده مقرر شده باشد كماكان معتبر و لازم‌الاجرا خواهد بود.

۲-ـ تسویه حساب در پایان هر قرارداد الزامی نبوده و طرفین می‌توانند در زمان انقضای آخرین قرارداد یا در زمان قطع رابطه‌ی كاری بر اساس آخرین حقوق تسویه حساب نمایند. ـ مدیركل تنظیم و نظارت بر روابط كار»

ب: نامه شماره ۱۹۸۲۹۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ :
«جناب آقای احمدی
مدیركل محترم تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان خراسان رضوی
با سلام واحترام
ضمن ارسال نامه شماره ۹۳/۲۷۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۹ كانون هماهنگی شورای اسلامی كار استان خراسان رضوی، خواهشمندم دستور فرمایید پاسخ ذیل به آن كانون اعلام شود: چنانچه كارفرما در محاسبه‌ی سنوات علاوه بر مزد مبنا عناوین مزدی دیگری را نیز حساب كرده باشد، به گونه‌ای كه این امر به عرف تبدیل شده باشد، در این صورت مكلف است عرف مزبور را ادامه دهد، مگر اینكه طبق ماده ۲۶ قانون کار و دستورالعمل مربوط اقدام نماید. ـ مدیركل روابط كار و جبران خدمت»

ج: نامه شماره ۲۲۰۸۶۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ :
«جناب آقای احمدی
مدیركل محترم تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان خراسان رضوی
با سلام و احترام
بازگشت به نامه شماره ۱۶۲۳۷۵ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ به آگاهی می‌رسانم: چنانچه كارفرما در محاسبه‌ی حق سنوات علاوه بر مزد مبنا عناوین مزدی دیگری را نیز حساب كرده باشد، به گونه‌ای كه این امر به عرف محل كار تبدیل شده باشد، در این صورت مكلف است عرف مزبور را ادامه دهد، مگر اینكه كارفرما طبق ماده ۲۶ قانون کار و دستورالعمل مربوط اقدام نماید. ـ مدیركل روابط كار و جبران خدمت »

در پاسخ به شكایت مذكور، مدیركل حقوقی وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی به‌موجب لایحه‌ی شماره‌ی ۹۹۳۵۶ - ۱۳۹۷/۵/۲۲ نامه شماره ۹۶۲۶۸ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۷ مدیركل روابط كار و جبران خدمت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی را ارسال كرده كه متن آن به قرار زیر است:

«جناب آقای ولی پور
مدیركل محترم دفتر حقوقی
با سلام و احترام
بازگشت به نامه شماره ۴۰۶۳۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۲ منظم به ابلاغیه مورخ ۱۳۹۷/۰۲/۱۸ دفتر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص پرونده شماره ۹۷۰۰۰۷۳ در خصوص دادخواست آقای سعید كنعانی به طرفیت وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی به خواسته ابطال نامه‌های شماره ۵۰۱۸۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۲۹ و ۱۹۸۲۹۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ و ۲۲۰۸۶۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ اداره كل روابط كار و جبران خدمت، پاسخ این اداره كل به شرح ذیل ارسال می‌گردد. خواهشمندم دستور فرمایید پاسخ ذیل عیناً به مرجع مذكور منعكس گردد:

با توجه به نظر رسمی این اداره كل كه طی نامه‌ های شماره ۷۳۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ ، ۵۱۶۵۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ ، ۳۶۶۳۷ - ۱۳۹۷/۰۲/۳۰ و ۱۶۵ - ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ به ادارات كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان‌های تهران، سیستان و بلوچستان بنیاد تعاون زندانیان كشور و طی رونوشتی به تمامی ادارات كل تعاون، كار و رفاه اجتماعی استان‌ها ارسال شده است و به پیوست ارسال می‌گردد، مأخذ محاسبه‌ی سنوات یا مزایای پایان كار «مزد یا حقوق» موضوع ماده ۳۴ قانون کار و ماده ۳۵ قانون کار ( و نه صرفاً مزد مبنا ) است و لذا نامه شماره ۵۰۱۸۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۲۹ و نیز تمامی نامه‌های مغایر احتمالی به صورت ضمنی نسخ شده است. از سوی دیگر مفاد نامه‌های شماره ۲۲۰۸۶۳ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ و ۱۹۸۲۹۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ منطبق با استعلام به عمل آمده تنظیم شده و بر اینكه ماخذ محاسبه سنوات صرفاً مزد مبنا است دلالت ندارد.

با توجه به مراتب فوق درخواست رد شكایت شاكی را دارم. ضمناً خواهشمندم دستور فرمایید ترتیبی اتخاذ شود تا نماینده‌ی این اداره كل برای ادای توضیحات بیشتر در محضر قضات دیوان عدالت اداری حضور بهم رسانند. یادآور می‌گردم چنانچه قضات دیوان عدالت اداری نسخ ضمنی مفاد نامه‌های مغایر را كافی نمی‌دانند این اداره كل آمادگی اعلام صریح این نسخ را به ادارات كل سراسر استان‌ها دارد. »

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۸/۰۲/۱۷ با حضور معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

با توجه به اینكه بر اساس مواد ماده ۲۴ قانون کار، ماده ۲۷ قانون کار، ماده ۳۱ قانون کار و ماده ۳۵ قانون کار و بند ب ماده ۳۷ قانون کار و تبصره ۴ ماده ۴۱ قانون رفع موانع تولید رقابت ‌پذیر و ارتقای نظام مالی كشور مصوب سال ۱۳۹۴ مبنای محاسبه حق سنوات، مطلق آخرین حقوق و مزد تعیین شده است و قید كلمه ( مبناء ) در دادنامه شماره ۱۱۷۲ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۷ هیأت عمومی دیوان عـدالت اداری لغو و بیهوده تشخیص شـه است و از طرفی حقوق مبنا و ثابت تعریف شده در تبصره‌های ۱ و ۲ ماده ۳۶ قانون کار، صرفاً ناظر بر كارگاه‌های دارای طرح طبقه‌بندی مشاغل و فاقد طرح و اجرای آن بوده كه جهت وسعت بخشیدن به دامنه‌ی تعریف مزد و حمایت ترمیمی از حقوق كارگران این گونه كارگاه‌ها تأسیس شده است و ارتباطی به تعریف حقوق و مزد موضوع مبنای احتساب حق سنوات بر اساس مواد فوق‌الذكر ندارد و با وجود قانون و قرارداد در تعیین حق سنوات، عرفی كه نقش محدود كننده‌ی حقوق و مزد را ایفاء كند به طریق اولی فاقد جایگاه قانونی و حقوقی است، بنابراین نامه‌های مورد شكایت مغایر قانون وضع شده و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
معاون قضایی دیوان عدالت اداری - مرتضی علی اشراقی

رأی شماره 1172 مورخ 1396/11/17 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: ابطال بند 4 قسمت (د) مصوبه شماره 27998ـ1662ـ115 هیأت مدیره شركت ملی نفت ایران

یك نسخه از رأی هیأت‌عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۱۱۷۲ مورخ ۱۷ /۱۱ /۱۳۹۶ با موضوع: «ابطال بند ۴ قسمت (د) مصوبه شماره ۲۷۹۹۸ـ۱۶۶۲ـ۱۱۵ هیأت مدیره شركت ملی نفت ایران.» جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد.

مدیركل هیأت عمومی و هیأتهای تخصصی دیوان عدالت اداری - مهدی دربین

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۶/۱۱/۱۷
شماره دادنامه: ۱۱۷۲
كلاسه پرونده: ۹۵ /۱۳۲۳
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاكی: آقای سعید كنعانی
موضوع شكایت و خواسته: ابطال بند ۴ قسمت «د» مصوبه شماره ۲۷۹۹۸ ـ ۱۶۶۲ـ ۱۱۵ هیأت مدیره شركت ملی نفت ایران

گردش كار:
شاكی به موجب دادخواستی اعلام كرده است كه:

«با سلام و احترام
بند (۴) مصوبه بدین شرح بوده كه موارد مغایر با قانون كار به شرح آتی تقدیم می‌گردد.

۴ - در پایان مدت قرارداد یك ساله بر اساس ماده ۲۴ قانون کار مبلغی معادل یك ماه حقوق ( سی برابر مزد مبنا ) به نسبت ۱۲ ماه خدمت به عنوان مزایای پایان كار پرداخت و با فرد تسویه حساب می‌گردد.

اولاً: ماده ۳۵ قانون کار در مقام تعریف « مابه ازاء » كاری كه یك كارگر انجام می‌دهد بر آمده و آن را با عبارت «مجموع دریافتی‌های كارگر اعم از نقدی و غیر نقدی» تبیین و از آن با نام «مزد» یاد نموده است، لذا مزد تعریفی جدای از مزد ثابت ( مبنا ) دارد چرا كه مجموعه دریافتی‌های كارگر كه مزد نامیده می‌شود بیش از مزد ثابت ( مبنا ) است.

ثانیاً: قانونگذار به شرح ماده ۳۶ قانون کار، مزد ثابت ( مزد مبنا ) را تعریف و در تبصره‌های آن به بیان وجه افتراق و تمایز بین مزد ثابت ( مبنا ) با مزد پرداخته كه مؤید تفاوت مفهوم مزد و مزد ثابت می‌باشد و نشانگر برقراری رابطه‌ی عموم و خصوص مطلق بین آن‌هاست.

ثالثاً: به دلالت تعریف مندرج در ماده ۳۷ قانون کار، مزد می‌تواند در مقاطع روزانه، هفتگی و ماهانه پرداخت گردد و با وحدت ملاك از بند (ب) همان ماده، مزدی كه در پایان ماه پرداخت می‌شود را حقوق نامیده‌اند. به عبارت دیگر، حقوق همان مزد ماهیانه است كه غیر از مزد ثابت است.

بنابراین مراتب فوق بیانگر آن است كه مزد و مزد ثابت ( مبنا ) معنی حقوقی واحدی نداشته و یكسان دانستن آن‌ها و به كار بردن این عبارات به جای هم، از اغلاط مشهور است.

رابعاً: حكم مطلق راجع به سنوات و پاداش پایان خدمت در ماده ۳۱ قانون کار بر اساس آخرین مزد مقرر شده است و مقنن پرداخت سنوات را صرفاً حسب آخرین مزد تجویز و مقید نموده كه منصرف از مزد ثابت ( مبنا ) می‌باشد، لذا مصوبه‌ی معترض‌عنه كه برای پرداخت سنوات، مزد ثابت ( مبنا ) را میزان قرار داده، مغایر با روح و هدف قانون است.

خامساً: مطابق نص صریح مواد ماده ۲۴ قانون کار و ماده ۲۷ قانون کار، ملاك محاسبه سنوات، آخرین حقوق می‌باشد و مستند به بند (ب) ماده ۳۷ قانون کار، حقوق همان مزد ماهیانه است. بدین معنا كه حقوق همان مزدی است كه در پایان ماه به كارگر پرداخت می‌گردد، لذا مصوبه‌ی مبحوث‌عنه از این حیث كه مبنای محاسبه مزایای پایان كار را مزد ثابت ( مبنا ) قرار داده، صحیح به نظر نمی‌رسد.

النهایه بنا به تكلیف مقرر در مواد ماده ۲۴ قانون کار و ماده ۳۱ قانون کار، كارفرما مكلف به پرداخت مبلغی معادل آخرین حقوق و یا آخرین مزد به عنوان سنوات و مزایای پایان خدمت شده است و همچنین حقوق و مزد ثابت در مواد ماده ۳۵ قانون کار، ماده ۳۶ قانون کار و ماده ۳۷ قانون کار تعریف شده و دارای معانی خاص خود می‌باشند، لذا برداشت ناصواب مصوبه مورد شكایت از آخرین مزد و حقوق و تفسیر آن به مزد ثابت و نتیجتاً پرداخت سنوات بر اساس مزد ثابت ( مبنا ) اصولاً با روح حاكم بر قانون كار و جنبه حمایتی آن از كارگر مغایر می‌باشد، بنابراین مستند به بند ۱ ماده ۱۲، مواد ۱۳ و ۸۸ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ابطال بند ۴ قسمت (د) مصوبه موصوف از تاریخ تصویب تقاضا می‌شود.

مضافاً به استناد دادنامه وحدت رویه شماره ۸۶۱ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری كه در كلاسه پرونده ۸۷ /۸۷۴ اصدار یافته، محاسبه‌ی مرخصی سالانه كارگران را بر اساس مزد ثابت ( مبنا ) خلاف قانون تشخیص داده و به شرح آتی مبادرت به انشای رأی نموده است: نظر به اینكه مرخصی ذخیره شده، [نه تنها] ایامی است كه كارگر مشمول قانون كار، با وجود حق استفاده از مرخصی با دریافت مزد قانونی، از آن برخوردار نشده، بلكه عملاً به كار اشتغال داشته است، بنابراین استحقاق او به استفاده از تمام دریافتی ایام اشتغال به خدمت بر اساس قانون كار و مقررات مربوط به آن محرز است.»

متن مصوبه مورد اعتراض به قرار زیر است:

«به: مدیرعامل محترم شركت ملی نفت ایران
از: رئیس امور مجامع و دبیر هیأت مدیره
سلام علیكم

در هزار و ششصد و شصت و دومین جلسه هیأت مدیره روز دوشنبه مورخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۶ نامه شماره م ت م اپ /۳۶۹۵۳۲ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۰ معاونت توسعه منابع انسانی و پژوهش منضم به نامه شماره د ی /۲۷۹۳۸۰ /ت هـ م /۴۰۴ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۸ تدوین و هماهنگی مقررات اداری و استخدامی ارجاعی از سوی مدیرعامل در مورد كارمندان قراردادی موقت ( مدت معین ) تابع قانون كار مطرح و مقرر گردید: در شرایط ضروری برای تأمین نیازمندی‌های موقت نیروی انسانی با تجربه و متخصص در مقابل سمت‌های بلاتصدی جهت انجام فعالیت در طرح‌ها و پروژه‌های عمرانی برای مدت محدود، منحصراً با به كارگیری افرادی دارای تجربه و تخصص مرتبط با سمت مورد نظر با رعایت شرایط ذیل جذب و پرداخت صورت گیرد.
....
د - سایر موارد:
....
۴ - در پایان مدت قرارداد یك ساله بر اساس ماده ۲۴ قانون کار مبلغی معادل یك ماه حقوق ( سی برابر مزد مبنا ) به نسبت «۱۲» ماه خدمت به عنوان مزایای پایان كار پرداخت و با فرد تصفیه حساب می‌گردد.
تبصره - انعقاد قرارداد جدید كار بعد از پایان یك سال منحصراً در صورت برقرار بودن شرایط فوق و با مجوز وزیر نفت صورت می‌پذیرد.
تاریخ اجرا از ۱ /۱ /۱۳۸۸ می‌باشد و كلیهd ضوابط و مقررات قبلی از جمله مصوبات ۱۰۸۱ - ۱۳۷۵/۰۹/۱۲ و ۱۳۵۹ - ۱۳۸۱/۱۰/۱۰ لغو می‌گردد.»

در پاسخ به شكایت مذكور، سرپرست مدیریت امور حقوقی شركت ملی نفت ایران به موجب لایحه شماره ح /۴۱۶۸۳ - ۱۳۹۶/۱۲/۰۳ توضیح داده است كه:

«هیأت محترم عمومی دیوان عدالت اداری

۱ - مطابق ماده ۲۴ قانون کار، در صورت خاتمه‌ی قرارداد كار معین یا مدت موقت، كارفرما مكلف است به كارگری كه مطابق قرارداد، یك سال یا بیشتر به كار اشتغال داشته است، برای هر سال سابقه اعم از متوالی یا متناوب بر اساس آخرین حقوق، مبلغی معادل یك ماه حقوق به عنوان مزایای پایان كار به وی پرداخت نماید.

۲ - حسب مواد ماده ۳۵ قانون کار و ماده ۳۶ قانون کار، مزد عبارت است از وجوه نقدی یا غیر نقدی و یا مجموع آن‌ها كه در مقابل انجام كار به كارگر پرداخت می‌شود و مزد ثابت عبارت است از مجموع مزد شغل و مزایای ثابت پرداختی به تبع شغل.

۳ - به موجب تبصره‌های ۲ و ۳ ذیل ماده ۳۶ قانون کار، در كارگاه‌هایی كه طرح طبقه‌بندی مشاغل به مرحله‌ی اجرا درآمده است، مزد گروه و پایه، مزد مبنا را تشكیل می‌دهد و مزایای رفاهی انگیزه‌ای از قبیل كمك هزینه مسكن، خوار و بار و كمك عائله‌مندی، پاداش افزایش تولید و سود سالانه جزء مزد مبنا محسوب نمی‌شود.

۴ - در وزارت نفت و كلیه‌ی شركت‌های تابعه، طرح طبقه‌بندی مشاغل قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اجرا گردیده لكن، پس از تصویب قانون كار، با توافقات صورت گرفته بین مقامات وقت شركت ملی نفت ایران و وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی، طرح طبقه‌بندی یاد شده با مقررات قانون مذكور منطبق و همانند سازی گردیده و این موضوع مورد تأیید وزارت مزبور، قرار گرفته و از آن پس نیز در ابتدای فروردین هر سال، در صورت استمرار یا انعقاد قرارداد جدید، به آخرین حقوق پرداختی كارگران شاغل در صنعت نفت، علاوه بر میزان افزایش حداقل مزد سالانه‌ی اعلامی از سوی شورای عالی كار، ۵% نیز به عنوان پایه سنوات افزوده می‌شود.

۵ - بر اساس ساختار تشكیلاتی وزارت نفت و شركت‌های تابعه، سمت‌های سازمانی به دو نوع « گروه شغلی» و «طبقه شغلی» تفكیك شده كه طبقات شغلی، سمت‌های دارای شرایط احراز كمتر از دیپلم را در بر گرفته و در حال حاضر از طرح طبقه‌بندی مشاغل مورد توافق وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی تبعیت می‌نماید. سمت‌های مشمول گروه شغلی كه كاركنان قرارداد كار مدت معین در برابر این گونه سمت‌ها به كار گرفته می‌شوند، حسب مجوز مراجع ذی‌صلاح بر اساس ضوابط و مقررات صنعت نفت ارزیابی و طبقه‌بندی می‌شود. لذا مبنای احتساب حق سنوات كاركنان قرارداد كار مدت معین در خاتمه‌ی خدمت، مزد گروه و پایه ( مزد مبنا ) بوده و شامل مزایای رفاهی انگیزه‌ای غیر مستمر نمی‌شود. در این رابطه توجه آن هیأت را به پاسخ استعلام واصله از مدیركل وقت تنظیم و نظارت بر روابط كار وزارت كار و امور اجتماعی در باب مبنای احتساب حق سنوات كارگران جلب می‌نماید.»

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۱۷ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

با توجه به اینكه حقوق تعریف شده در قانون كار معنای اعمی داشته و قید ( سی برابر مزد مبنا ) در مصوبه معترض‌عنه فقط در برگیرنده‌ی قسمتی از حقوق می‌باشد. مضافاً اینكه مطابق لایحه‌ی دفاعیه‌ی طرف شكایت به شماره ۲۰۲۳ - ۱۳۹۶/۱۰/۰۹ تعریف حقوق به عبارت ( سی برابر مزد مبنا ) با تعریف مندرج در ماده ۲۴ قانون کار و مواد دیگر قانون كار منافاتی وجود ندارد كه در صورت قبول عدم منافات مذكور، بیان قید یاد شده لغو و بیهوده است، بنابراین ذكر عبارت ( سی برابر مزد مبنا ) در بند ۴ قسمت (د) مصوبه معترض عنه مغایر با قانون كار است و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و مواد ۸۸ و ۱۳ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

معاون قضایی دیوان عدالت اداری - مرتضی علی اشراقی

رأی شماره 725 - 726 مورخ 1396/08/02 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: اعلام تعارض در آراء صادره از شعب 34 و 18 و 19 و 20 دیوان عدالت اداری در خصوص تعلق حق سنوات به كارگری كه ترك كار كرده است

شماره هـ/۷۳۹/۹۶ ۱۳۹۶/۸/۳۰

بسمه تعالی
جناب آقای جاسبی
مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران
با سلام

یك نسخه از رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۷۲۶ـ ۷۲۵ مورخ ۱۳۹۶/۸/۲ جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد.

مدیركل هیأت عمومی و هیأت‌های تخصصی دیوان عدالت اداری - مهدی دربین

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۶/۸/۲
شماره دادنامه: ۷۲۶ - ۷۲۵
كلاسه پرونده: ۹۸۹/۹۶، ۷۳۹/۹۶
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
اعلام كنندگان تعارض: آقایان: ۱ - جعفر رمضانی ۲ - سعید كنعانی
موضوع: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری

گردش كار:

الف) آقای جعفر رمضانی به‌موجب لایحه‌ای كه به‌شماره ۹۰۰/۲۱۱/۱۰۷۵۷۶/۲۰۰ - ۱۳۹۴/۷/۱۱ ثبت دبیرخانه حوزه ریاست دیوان عدالت اداری شده، اعلام كرده است كه:

ریاست محترم دیوان عدالت اداری
با عرض سلام و احترام به استحضار عالی می‌رساند به تجویز مادتین ۸۹ قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲، آراء صادره از شعب مختلف دیوان جهت بررسی و طرح در هیأت عمومی از بابت تخالف و تغایر دادنامه‌های صادره در موضوع واحد، به حضورتان تقدیم می‌گردد.

در خصوص تعارض در آراء مستفاد از ماده ۲۷ قانون کار كه به پیوست تقدیم می‌گردد، پنج دادنامه به شماره‌های ذیل‌الذكر با تفسیر منطقی و موافق با عدالت، جملگی معتقدند هنگامی كه كارگر به موجب ماده ۲۷ قانون کار در اثر قصور و یا نقض آیین‌نامه‌های انضباطی كارگاه، مستحق دریافت سنوات می‌شود به طریق اولی كارگر می‌تواند با اتكاء به اصل آزادی انتخاب كار مناسب، ترك كار نماید و این امر هرگز موجب تضییع حقوق مكتسبه ایام گذشته از جمله حق دریافت سنوات نخواهد شد. در واقع حق سنوات حقی است كه در پایان هر سال كاری به كارگر تعلق گرفته و قصور كارگر و یا ترك كار از ناحیه وی باعث تضییع آن نخواهد گردید. این در حالی است كه دادنامه‌ی صادره از شعبه ۳۴ دیوان عدالت اداری به شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۰۱۷۹ - ۱۳۹۳/۲/۱، ترك كار توسط كارگر را موجبی برای عدم تعلق سنوات گذشته در نظر گرفته است. در ذیل آراء صادره از شعب مختلف دیوان كه جملگی موافق تعلق حق سنوات در صورت ترك كار توسط كارگر می‌باشند به حضور تقدیم می‌گردد.

دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۳۹۰۰۲۱۹ - ۱۳۹۲/۷/۱۰ از شعبه ۳۹ دیوان عدالت اداری
دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۱۰۰۷۴۹ - ۱۳۹۱/۴/۷ از شعبه ۱۱ دیوان عدالت اداری
دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۳۹۰۰۷۱۹ - ۱۳۹۲/۹/۱۶ از شعبه ۳۹ دیوان عدالت اداری
دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۳۹۰۰۴۹۵ - ۱۳۹۲/۸/۱۸ از شعبه ۳۹ دیوان عدالت اداری
دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۱۹۰۱۲۰۶ - ۱۳۹۲/۳/۲۹ از شعبه ۱۹ دیوان عدالت اداری

لذا از ریاست محترم و اعضاء هیأت عمومی به لحاظ اینكه تشتت آراء در موضوعات واحد لطمات جبران ناپذیری بر عدالت قضایی وارد نموده و از جمله راهكارهای قانونی در جهت ایجاد رویه‌ی منسجم و جلوگیری از صدور چنین آرایی، صدور رأی وحدت رویه می‌باشد و در جهت جلوگیری از ورود حجم بالای پرونده در موضوع فوق از هیأت‌های حل اختلاف كار به شعب مختلف دیوان عدالت اداری، بذل توجه آن عالی مقامان مورد استدعاست.

گردش كار پرونده‌ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

الف: شعبه ۱۱ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۰۰۹۹۸۰۹۰۰۰۹۵۴۵۸ با موضوع دادخـواست خانم شهربانو مقدم به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی تهران و به خواسته‌ی تقاضای اعاده دادرسی از دادنامه ۱۲۹۲ـ ۱۳۹۰/۶/۳۰ صـادره از شعبه ۱۱ دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۱۰۰۷۴۹ - ۱۳۹۱/۴/۷، به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

در خصوص دادخواست تقدیمی شاكی به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی شمال شرق تهران به خواسته‌ی اعاده دادرسی از دادنامه ۱۲۹۲ - ۱۳۹۰/۶/۳۰ صادره از شعبه ۱۱ دیوان عدالت اداری نظر به مفاد دادخواست تقدیمی و ملاحظه‌ی پرونده استنادی با توجه به مراتب فوق و نیز دادنامه ۳۱۶۸ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ این شعبه مبنی بر صدور قرار قبولی درخواست اعاده دادرسی با عنایت به اینكه شاكی در تاریخ ۱۳۸۹/۱/۲۵ درخواست استعفاء نموده است و تاریخ عدم موافقت استعفا ۱۳۸۹/۲/۱۱ بوده و بعد از حدود ۷ الی ۸ ماه ترك كار از ناحیه‌ی شاكی صورت گرفته است با توجه به اینكه در ماده ۲۷ قانون کار قصور و كوتاهی كارگر حق سنوات تعلق می‌گیرد به طریق اولی در خصوص ترك كار از ناحیه‌‌ی شاكی نیز به وی تعلق خواهد گرفت. علیهذا رأی معترض‌عنه در این خصوص محل تامل می‌باشد با توجه به مراتب فوق شكایت را وارد تشخیص و حكم به نقض رأی ۱۲۹۲ - ۱۳۹۰/۶/۳۰ صادره از شعبه ۱۱ دیوان در نهایت نقض رأی ۹۴۱۵ - ۱۳۹۰/۱/۲۲ هیأت حل اختلاف و رسیدگی مجدد با رعایت موارد فوق و استماع اظهارات طرفین و بررسی مدارك و مستندات آنان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره قطعی است.

ب: شعبه ۱۹ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۲۰۹۹۸۰۹۰۰۰۰۳۵۱۹ با موضوع دادخواست خانم فهیمه نادی به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی تهران و به خواسته‌ی تقاضای نقض رأی هیأت حل اختلاف به تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۶ به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۱۹۰۱۲۰۶ - ۱۳۹۲/۳/۲۹، به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

با توجه به مفاد دادخواست تقدیمی خواهان و مستندات پیوست آن و با عنایت به اینكه در رأی معترض‌عنه حسب مدعای خواهان به سابقه و پیشینه‌ی خدمتی وی در نزد كارفرمایـش كه مؤید وجود رابطه‌ی كارگری و كارفرمایی موضوع مادتین ماده ۲ قانون کار و ماده ۳ قانون کار بوده نظر به اینكه حق سنوات در زمره‌ی حقوق مكتسبه كارگر بوده كه در هر حال به وی تعلق می‌گیرد. لذا دعوی مطروحه را وارد تشخیص ضمن نقض رأی معترض‌عنه جهت رسیدگی مجدد به مرجع همعرض ارجاع می‌گردد. رأی صادره در اجرای ماده ۷ از قانون دیوان عدالت اداری قطعی است.

ج: شعبه ۳۹ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۲۶۰۱۷ با موضوع دادخواست خانم منظر پورمحمد به طرفیت اداره كار و رفاه اجتماعی تهران و به خواسته اعتراض به رأی شماره پ/۱۰۸۸۵ - ۱۳۹۱/۲/۲۰ هیأت حل اختلاف به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۳۹۰۰۷۱۹ - ۱۳۹۲/۹/۱۶ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

در خصوص شكایت خانم منظر پورمحمد به طرفیت اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شرق تهران به خواسته‌ی نقض رأی شماره پ/۱۰۸۸۵ - ۱۳۹۱/۲/۲۰ نظر به مفاد شكایت شاكی و مستندات ابرازی پیوست و مفاد لایحه‌ی جوابیه‌ی طرف شكایت ثبت شده به شماره ۲۱۹۸ - ۱۳۹۱/۶/۲۵ و محتویات پرونده‌ی اداره كار به شماره ۹۰/۱۰۸۸۵ از آنجا كه حق سنوات از جمله حقوق اتفاقی و مكتسبه بوده و در پایان هر سال كاری متعلق به كارگر محسوب است و دلیل و مستند قانونی بر محرومیت كارگری كه اقدام به ترك كار نموده وجود ندارد لذا با وحدت ملاك از مواد ماده ۲ قانون کار و ماده ۳ قانون کار و ماده ۲۸ قانون کار و ماده ۲۴ قانون کار و تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون کار و مواد ۱ و ۱۰ و ۶۵ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری شكایت شاكی وارد تشخیص و حكم به ورود شكایت شاكی و نقض رأی معترض‌عنه و رسیدگی مجدد با لحاظ رعایت مفاد این رأی صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.

د: شعبه ۳۹ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۲۰۹۹۸۰۹۰۰۰۴۵۲۱۹ با موضوع دادخواست آقای مصطفی روشن دل به طرفیت اداره كار و رفاه اجتماعی تهران و به خواسته‌ی نقض رأی شماره ۵۸۹/۹۲ - ۱۳۹۲/۴/۱۲ هیأت حل اختلاف به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۳۹۰۰۴۹۵ - ۱۳۹۲/۸/۱۸ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

در خصوص شكایت آقای مصطفی روشن دل به طرفیت اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شمال شرق تهران به خواسته‌ی نقض رأی شماره ۵۸۹/۹۲ - ۱۳۹۲/۴/۱۲ هیأت حل اختلاف نظر به مفاد شكایت شاكی و مستندات ابرازی و مفاد لایحه‌ی جوابیه‌ی طرف شكایت و بازنگری در اوراق پرونده‌ی اداره كار به شمارگان از آنجا كه از جمله خواسته‌های اولیه‌ی شاكی در اداره كار حق سنوات بوده و این حق از جمله‌ی حقوق اتفاقی و مكتسب تلقی می‌گردد لذا با توجه به احراز رابطه‌ی كارگری و كارفرمایی موضوع مواد ماده ۲ قانون کار و ماده ۳ قانون کار و لزوم اظهار نظر در خصوص حق سنوات مستنداً به مواد مذكور و مواد ۱ و ۱۰ و ۶۵ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری حكم به ورود شكایت شاكی و نقض رأی معترض‌عنه و رسیدگی مجدد در هیأت همعرض صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در شعب دیوان عدالت اداری است.

هـ: شعبه ۳۹ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۴۹۲۷۵ با موضوع دادخواست آقای علیرضا محمدزاده نوین به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی تهران و به خواسته‌ی نقض رأی شماره ۷۷۶۰ - ۱۳۹۰/۸/۲۲ هیأت حل اختلاف به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۳۹۰۰۲۱۹ ـ ۱۳۹۲/۷/۱۰ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

در خصوص شكایت آقای علیرضا محمدزاده نوین به طرفیت اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شمال شرق تهران به خواسته‌ی نقض رأی شماره ۷۷۶۰ - ۱۳۹۰/۸/۲۲ هیأت حل اختلاف نظر به مفاد شكایت شاكی و مستندات ابرازی و مفاد لایحه‌ی جوابیه‌ی طرف شكایـت و ملاحظه‌ی محتویات پرونده‌ی اداره كار به شماره ۷۷۶۰/۹۰ از آنجا كه به موجب ماده ۲۷ قانون کار این حق برای كارفرما ایجاد تا در صورت حصول شرایط قانونی و با اجرای تشریفات كارگر را اخراج نماید به همین سبب كارگر نیز می‌تواند در صورت وجود زمینه‌های مناسب و با اتكاء به اصل آزادی انتخاب كار مناسب ترك كار نماید و این امر هرگز موجب تضییع حق مكتسبه‌ی ایام گذشته نگردیده و هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف موظف به اعمال عدالت نسبت به طرفین از حیث آمره بودن قانون كار و عدم تفسیر موسع به لحاظ ممنوعیت تفسیر موسع در قوانین آمره بوده با این توصیف شكایت شاكی وارد تشخیص و مستنداً به مواد ماده ۲ قانون کار، ماده ۳ قانون کار، ماده ۴ قانون کار، ماده ۲۱ قانون کار و ماده ۱۵۷ قانون کار حكم به ورود شكایت شاكی و نقض رأی معترض‌عنه و رسیدگی مجدد در هیأت همعرض صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره قطعی است.

و: شعبه ۳۴ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۲۰۹۹۸۰۹۰۰۰۸۴۱۰۹ با موضوع دادخواست آقای محمدجعفر جلالی به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی تهران و به خواسته‌ی اعتراض به رأی شماره ۳۹۶۴/۹۲ - ۱۳۹۲/۸/۲۶ هیأت حل اختلاف كار به موجب دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۰۱۷۹ - ۱۳۹۳/۲/۱ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

در خصوص شكایت آقای محمدجعفر جلالی علیه اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شمال شرق به خواسته‌ی اعتراض به رأی شماره ۳۹۶۴/۹۲ - ۱۳۹۲/۸/۲۶ هیأت حل اختلاف كار دیوان با بررسی مدارك ابرازی از جمله شكایت شاكی و دفاعیات مشتكی‌عنه ادعای مطروحه را مقرون به صحت تشخیص داده زیرا در رأی معترض‌عنه ترك كار توسط شخص كارگر محرز دانسته شد مع‌الوصف كارفرما مكلف به پرداخت حق سنوات در حق كارگر شده است در حالی كه با ترك كار توسط كارگر قهراً حق سنوات به وی تعلق نخواهد گرفت چون به تعهد خدمتی خود عمل ننموده و اقدام كارگر در مانحن‌فیه علیه خودش می‌باشد. بنابه مراتب فوق اعتراض موجه است و رأی معترض‌عنه از این حیث مخدوش می‌باشد. مستنداً به مواد ۱۰ و ۱۱ و ۶۵ از قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ حكم به ورود شكایت و نقض رأی معترض‌عنه و ارجاع امر به هیأت مربوطه جهت رسیدگی مجدد صادر و اعلام می‌كند. این رأی برابر مواد ۱۰ و ۶۵ از قانون دیوان عدالت اداری ظرف مهلت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل شكایت در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.

ب) آقای سعید كنعانی به موجب لایحه‌ای كه به شماره ۹۰۰۰/۲۱۱/۲۲۰۸۶/۲۰۰ - ۱۳۹۵/۲/۱۴ ثبت دبیرخانه حوزه ریاست دیوان عدالت اداری شده، اعلام كرده است كه:

ریاست محترم دیوان عدالت اداری
موضوع: اعلام تعارض در آراء شعب ۳۴ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ دیوان عدالت اداری به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲

احتراماً اینجانب سعید كنعانی به استحضار عالی می‌رساند موضوع پرداخت سنوات پایان خدمت به كارگری كه ترك كار می‌نماید در شعب دیوان عدالت اداری مطرح گردیده، كه پس از رسیدگی منتهی به دادنامه‌های متناقض به شرح ذیل شده است:

الف) آراء صادر شده مبنی بر عدم پرداخت:
۱ - شعبه ۳۴ دیوان عدالت اداری در كلاسه پرونده ۹۳۱۹۴۸ به خواسته نقض رأی هیأت حل اختلاف به طرفیت اداره كار، تعاون و رفاه اجتماعی شمال شرق تهران به موجب دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۲۳۳۳ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت نموده كه با انقضای مهلت و عدم تجدیدنظر خواهی، رأی قطعی شده است:

در خصوص شكایت شركت خدمات مسافرتی علیه اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شمال شرق تهران به خواسته‌ی اعتراض به رأی هیأت حل اختلاف اداره كار دیوان با بررسی مدارك ابرازی از جمله شكایت شاكی و دفاعیات مشتكی‌عنه ادعای مطروحه را مقرون به صحت تشخیص داده زیرا طبق مفاد دادخواست اولیه كارگر به صراحت اعتراف به استعفاء نموده است و به علت عدم رعایت مقررات مندرج در تبصره ذیل ماده ۲۱ قانون کار توسط كارگر كه در شرایط مذكور استعفاء ایشان مصداق ترك كار است و مستحق حق سنوات موضوع ماده ۲۴ قانون کار نخواهد بود، بنا به مراتب فوق اعتراض موجه است و رأی معترض‌عنه مخدوش است. مستنداً به مواد ۱۰ و ۱۱ و ۶۵ از قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲ حكم به ورود شكایت و نقض رأی معترض‌عنه و ارجاع امر به هیأت همعرض جهت رسیدگی مجدد صادر و اعلام می‌كند. این رأی برابر مواد ۱۰ و ۶۵ از قانون دیوان عدالت اداری ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل شكایت در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.

ب) آراء صادر شده مبنی بر لزوم پرداخت:

۲ - شعبه ۱۹ دیوان عدالت اداری در كلاسه پرونده ۹۱۰۰۶۵ به خواسته‌ی نقض رأی هیأت حل اختلاف به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی بجنورد به موجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۹۰۲۱۸۵ - ۱۳۹۱/۵/۱۴ مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت نموده است:

با توجه به مفاد دادخواست تقدیمی خواهان و مستندات پیوست آن و با عنایت به اینكه در رأی معترض‌عنه حسب مدعای خواهان به سابقه و پیشینه‌ی خدمتی وی در نزد كارفرمایش كه مؤید وجود رابطه‌ی كارگری و كارفرمایی موضوع مادتین ماده ۲ قانون کار و ماده ۳ قانون کار بوده طبق ماده ۲۴ قانون کار حق سنوات یا پاداش خدمت در هر حال به كارگر تعلق می‌گیرد. بنابراین معترض‌عنه مخدوش می‌باشد. لذا دعوی مطروحه را وارد تشخیص ضمن نقض رأی معترض‌عنه جهت رسیدگی مجدد به مرجع همعرض ارجاع می‌گردد. رأی صادره در اجرای ماده ۷ از قانون دیوان عدالت اداری قطعی است.

۳ - شعبه ۱۸ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به خواسته‌ی نقض رأی هیأت حل اختلاف به طرفیت اداره كار، تعاون و رفاه اجتماعی گرگان به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۱۸۰۰۰۱۶ - ۱۳۹۲/۱/۱۴ مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت نموده است:

شاكی اظهار داشته است مشتكی‌عنه فوق‌الذكر به حق سنوات ایام گذشته كه اساساً ترك كاری نیز صورت نگرفته است توجه ننموده و بر خلاف قانون و اصول دادرسی حكم به محكومیت وی را صادر كرده است، لذا تقاضای نقض رأی را دارد. مشتكی‌عنه به شرح لایحه‌ی دفاعیه اظهار داشته است به علت ترك كار حق سنوات تعلق نگرفته است. دیوان با بررسی مدارك ابرازی از جمله شكایت شاكی و دفاعیه‌ی طرف شكایت، ادعای مطروحه را مقرون به صحت تشخیص داده به استناد مواد ماده ۲ قانون کار، ماده ۳ قانون کار، ماده ۳۴ قانون کار و ماده ۱۴۸ قانون کار، ترك كار موجب تضییع حق مكتسب ناشی از اشتغال در ایام گذشته نمی‌شود و استدلال هیأت بر خلاف قانون كار است، لذا حكم به ورود شكایت و نقض رأی معترض‌عنه و ارجاع امر به هیأت همعرض جهت رسیدگی مجدد صادر و اعلام می‌كند. این رأی برابر مواد ۷ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری صادر گردیده و قطعی است.

۴ - شعبه ۲۰ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به خواسته نقض رأی هیأت حل اختلاف به طرفیت اداره كار، تعاون و رفاه اجتماعی به موجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۲۰۰۳۶۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت نموده است:

نظر به شرح شكایت شاكی، ایرادات ذیل به رأی مورد اعتراض صادره از هیأت حل اختلاف كار وارد است: اول اینكه به فرض ترك كار از ناحیه‌ی كارگر، دلیل مصرح قانونی كه نافی حق مكتسب كارگر در مطالبه‌ی حق سنوات قانونی باشد، در هیچ یك از مقررات قانون كار ملاحظه نمی‌گردد و تفسیر ماده ۲۴ قانون کار، مبنی بر عدم تعلق حق سنوات به كارگر در صورت ترك كار به استناد خاتمه‌ی قرارداد كار، ضمن اینكه سالب حق مكتسب كارگر می‌باشد، اصولاً با روح حاكم بر قانون كار و جنبه‌ی حمایتی آن از كارگر مغایر است. دوم اینكه دلیلی به ترك كار از ناحیه‌ی كارگر ملاحظه نمی‌گردد و كارگر در اعتراض به اخراج خود به اداره‌ كار مراجعه نموده است و صرف ادعای كارفرما به ترك كار بدون دلیل پذیرفته نیست كه در این قسمت رسیدگی ناقص و ناكافی است. نظر به مراتب، حكم به ورود شكایت شاكی و نقض رأی مورد اعتراض صادر و اعلام می‌گردد. پرونده به هیأت همعرض ارجاع گردد تا با انجام رسیدگی كافی مشخص نماید علت اصلی قطع رابطه‌ی كار چیست، سپس بر اساس مواد ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آیین‌نامه اجرایی ماده ۱۶۴ و ۱۶۵ قانون كار حل‌اختلاف نمایند. رأی صادره قطعی است.

گردش كار پرونده‌ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

الف: شعبه ۱۹ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۰۱۸۶۹ با موضوع دادخواست آقای شاهین یادگار به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی شهرستان بجنورد و به خواسته نقض رأی هیأت حل‌اختلاف به تاریخ ۱۳۹۰/۸/۲۲ به موجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۹۰۲۱۸۵ - ۱۳۹۱/۵/۱۴ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

با عنایت به اینكه در رأی معترض‌عنه حسب مدعای خواهان به سابقه و پیشینه‌ی خدمتی وی در نزد كارفرمایش كه مؤید وجود رابطه‌ی كارگری و كارفرمایی موضوع مادتین ماده ۲ قانون کار و ماده ۳ قانون کار بوده طبق ماده ۲۴ قانون کار حق سنوات یا پاداش پایان خدمت در هر حال به كارگر تعلق می‌گیرد. بنابراین رأی معترض‌عنه مخدوش می‌باشد. لذا دعوی مطروحه را وارد تشخیص ضمن نقض رأی معترض‌عنه جهت رسیدگی مجدد به مرجع همعرض ارجاع می‌گردد. رأی صادره در اجرای ماده ۷ از قانون دیوان عدالت اداری قطعی است.

ب: شعبه ۱۸ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۶۷۷۷۴ با موضوع دادخواست آقای محمد ازون دوجی به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی شهرستان گرگان و به خواسته‌ی اعتراض به رأی شماره ح/۹۱/۴۸۲ - ۱۳۹۱/۸/۳ هیأت حل‌اختلاف كار به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۱۸۰۰۰۱۶ - ۱۳۹۲/۱/۱۴ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

شاكی اظهار داشته مشتكی‌عنه به حق سنوات ایام گذشته كه اساساً ترك كاری نیز صورت نگرفته است توجه ننموده و بر خلاف قانون و اصول دادرسی حكم به محكومیت وی را صادر كرده است. لذا تقاضای نقض رأی شماره ح/۹۱/۴۸۲ - ۱۳۹۱/۸/۳ را دارد. مشتكی‌عنه به شرح لایحه‌ی دفاعیه اظهار داشته است، به علت ترك كار حق سنوات تعلق نگرفته است دیوان با بررسی مدارك ابرازی از جمله شكایت شاكی و دفاعیه‌ی طرف شكایت ادعای مطروحه را مقرون به صحت تشخیص داده و به استناد مواد ۲، ۳، ۳۴ و ۱۴۸ از قانون كار ترك كار موجب تضییع حق مكتسب ناشی از اشتغال در ایام گذشته نمی‌شود و استدلال هیأت بر خلاف قانون كار است لذا حكم به ورود شكایت و نقض رأی معترض‌عنه و ارجاع امر به هیأت همعرض جهت رسیدگی مجدد صادر و اعلام می‌كند. این رأی برابر مواد ۷ و ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری صادر گردیده و قطعی است.

ج: شعبه ۲۰ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۰۳۶۲۰ با موضوع دادخواست آقای محمدرضا جعفری زرقان به طرفیت اداره كار شرق اهواز و به خواسته اعتراض به رأی شماره ۵۶۳ - ۱۳۹۰/۹/۲۶ هیأت حل‌اختلاف كار به موجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۲۰۰۳۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

نظر به شرح شكایت شاكی ایرادات ذیل در رأی، به رأی مورد اعتراض شماره ۵۶۳ - ۱۳۹۰/۹/۲۶ صادره از هیأت حل‌اختلاف كار وارد است. اول اینكه به فرض ترك كار از ناحیه كارگر دلیل مصرح قانونی كه نافی حق مكتسب كارگر در مطالبه حق سنوات قانونی باشد در هیچ یك از مقررات قانون كار ملاحظه نمی‌گردد و تفسیر ماده ۲۴ قانون كار مبنی بر عدم تعلق حق سنوات به كارگر در صورت ترك كار به استدلال خاتمه قرارداد كار ضمن اینكه سالب حق مكتسب كارگر می‌باشد اصولاً با روح حاكم بر قانون كار و جنبه حمایتی آن از كارگر مغایر است دوم اینكه دلیلی به ترك كار از ناحیه‌ی كارگر ملاحظه نمی‌گردد و كارگر در اعتراض به اخراج خود به اداره كار مراجعه نموده است و صرف ادعای كارفرما به ترك كار بدون دلیل پذیرفته نیست كه در این قسمت رسیدگی ناقص و ناكافی است نظر به مراتب حكم به ورود شكایت شاكی و نقض رأی مورد اعتراض صادر و اعلام می‌گردد پرونده به هیأت همعرض ارجاع گردد تا با انجام رسیدگی كافی مشخص نماید علت اصلی قطع رابطه‌ی كاری چیست سپس بر اساس مواد ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ آیین‌نامه اجرایی ماده ۱۶۴ و ۱۶۵ قانون كار حل‌اختلاف نمایند. رأی صادره قطعی است.

د: شعبه ۳۴ دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۳۰۹۹۸۰۹۰۳۴۰۰۱۵۷ با موضوع دادخواست شركت خدمات مسافرتی آقای علی خلج به طرفیت اداره كار و امور اجتماعی تهران و به خواسته اعتراض به رأی شماره ۳۱۸۰ - ۱۳۹۳/۹/۱۰ هیأت حل‌اختلاف كار به موجب دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۲۳۳۳ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است:

در خصوص شكایت شركت خدمات مسافرتی علیه اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شمال شرق تهران به خواسته‌ی اعتراض به رأی شماره ۳۱۸۰ - ۱۳۹۳/۹/۱۰ هیأت حل‌اختلاف اداره كار دیوان با بررسی مدرك ابرازی از جمله شكایت شاكی و دفاعیات مشتكی‌عنه ادعای مطروحه را مقرون به صحت تشخیص داده زیرا طبق مفاد دادخواست اولیه كارگر خانم زهره دباغ بشیری به صراحت اعتراف به استعفاء نموده است و به علت عدم رعایت مقررات مندرج در تبصره ذیل ماده ۲۱ قانون كار توسط كارگر كه در شرایط مذكور استعفاء ایشان مصداق ترك كار است و مستحق حق سنوات موضوع ماده ۲۴ قانون كار نخواهد بود بنا به مراتب فوق اعتراض موجه است و رأی معترض‌عنه مخدوش است. مستنداً به مواد ۱۰ و ۱۱ و ۶۵ از قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مـصوب سال ۱۳۹۲ حكم به ورود شكایت و نقض رأی معترض‌عنه و ارجاع امر به هیأت همعرض جهت رسیدگی مجدد صادر و اعلام می‌كند. این رأی برابر مواد ۱۰ و ۶۵ از قانون دیوان عدالت اداری ظرف مهلت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل شكایت در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۶/۸/۲ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

اولاً: تعارض در آراء محرز است.
ثانیاً: با توجه به اینكه مطابق ماده ۲۴ قانون كار در صورت فقدان قرارداد كار، كارفرما مكلف شده به كارگری كه مطابق قرارداد یك سال یا بیشتر به كار اشتغال داشته است برای هر سال سابقه اعم از متوالی یا متناوب بر اساس آخرین حقوق مبلغی معادل یك ماه حقوق به عنوان مزایای كار به وی پرداخت كند و در تبصره ماده ۴۰ قانون رفع برخی موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی كشور مصوب سال ۱۳۹۴ كارفرمایان موظف شده‌اند به كارگران با قرارداد موقت به نسبت مدت كاركرد، مزایای قانونی پایان كار را به مأخذ هر سال یك ماه آخرین مزد پرداخت كنند، بنابراین با خاتمه‌ی قرارداد كار و یا ترك كار توسط كارگر، كارفرما مكلف است هم حق سنوات سال‌هایی كه كارگر به صورت كامل كار كرده و به نسبت ایامی كه در سال ترك كار، كار كرده است، پرداخت نماید. با توجه به مراتب آراء شعب ۱۹ و ۳۹ دیوان عدالت اداری به شرح مندرج در گردش كار كه بر تعلق حق سنوات به كارگری كه ترك كار كرده است هم نسبت به سنواتی كه كاملاً كار كرده و حق سنوات دریافت نكرده و هم به نسبت ایامی كه در سال ترك كار، كار كرده است، صحیح و موافق مقررات تشخیص شد. ایـن رأی بـه استناد بنـد ۲ مـاده ۱۲ و مـاده ۸۹ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری - محمدكاظم بهرامی

هیچ نظریه مشورتی برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ نشست قضایی برای این ماده ثبت نشده است.

دسترسی اشتراکی

برای مشاهده کامل تست‌ها، انتخاب گزینه و دیدن پاسخ باید اشتراک فعال داشته باشید.

تستی مطابق این مرتب‌سازی برای شما یافت نشد.

قبلی بعدی