پلتفرم آموزشی حقوق و مهندسی

بانک جامع مواد قانونی و تست‌های آزمونی وکالت، کارشناس رسمی و نظام مهندسی

از متن تا تسلط

خانه بازگشت به فهرست مواد

قانون کار

ماده ۱۵۷

ماده ۱۵۷

هر گونه اختلاف فردی بین کارفرما و کارگر یا کارآموز که ناشی از اجرای این قانون و سایر مقررات کار، قرارداد کارآموزی،‌ موافقت‌نامه‌های کارگاهی یا پیمان‌های دسته جمعی کار باشد، در مرحله‌ی اول از طریق سازش مستقیم بین کارفرما و کارگر یا کارآموز و یا نمایندگان آن‌ها در شورای اسلامی کار و در صورتی‌كه شورای اسلامی کار در واحدی نباشد، از طریق انجمن صنفی کارگران و یا نماینده‌ی قانونی و کارگران و کارفرما حل و فصل خواهد شد و در صورت عدم سازش از طریق هیات‌های تشخیص و حل اختلاف به ترتیب آتی رسیدگی و حل و فصل خواهد شد.

دسترسی اشتراکی

برای دسترسی به محتوای کامل نکات آموزشی باید اشتراک فعال داشته باشید.

هیچ نکته آموزشی برای این ماده ثبت نشده است.

رأی وحدت رویه شماره 757 مورخ 1396/01/29 هیأت عمومی دیوان عالی کشور: دعوای مطالبه خسارت تأخیر تأدیه محكومٌ‌‌به خارج از صلاحیت هیأت‌های تشخیص اداره كار و امور اجتماعی و در صلاحیت دادگاه است

شماره ۱۱۰/۱۵۲/۹۸۶۸ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۹

مدیرعامل محترم روزنامه ‌رسمی جمهوری اسلامی ایران

گزارش پرونده وحدت‌ رویه ردیف ۴۸/۹۵ هیأت عمومی دیوان‌عالی كشور با مقدمه‌ی مربوط و رأی آن به شرح ذیل تنظیم و جهت چاپ و نشر ایفاد می‌شود.

ابراهیم ابراهیمی - معاون قضایی دیوان عالی كشور

رأی وحدت‌ رویه شماره ۷۵۷ هیأت عمومی دیوان‌عالی كشور در مورد دعوی مطالبه خسارت تأخیر تأدیه محكومٌ‌‌به خارج از صلاحیت هیأت‌های تشخیص اداره كار و امور اجتماعی و در صلاحیت دادگاه است

مقدمه

جلسه‌ی هیأت ‌عمومی دیوان‌عالی كشور در مورد پرونده وحدت رویه‌ی ردیف ۴۸/۹۵ در ساعت ۸:۳۰ روز سه‌شنبه مورخ ۱۳۹۶/۱/۲۹ به ‌ریاست حضرت حجت‌الاسلام‌ و ‌المسلمین جناب آقای حسین كریمی رییس دیوان‌عالی‌‌ كشور و با حضور جناب آقای محمد مصدق نماینده‌ی دادستان ‌كل‌ كشور و با شركت آقایان رؤسا، مستشاران و اعضای ‌معاون كلیه‌ی شعب دیوان‌عالی ‌كشور، در سالن هیأت‌ عمومی تشكیل شد و پس از تلاوت آیاتی از كلام‌الله مجید و قرائت گزارش ‌پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شركت‌كننده درخصوص مورد و استماع نظر دادستان محترم ‌كل‌ كشور كه به ‌ترتیب‌ ذیل منعكس ‌می‌گردد، به ‌صدور رأی وحدت‌ رویه ‌قضایی شماره ۷۵۷ - ۱۳۹۶/۱/۲۹ منتهی گردید.

الف: گزارش پرونده

احتراماً معروض می‌دارد: براساس گزارش منضم به نامه شماره ۹۴۲۶۳۶۰۸ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۴ واصله از مجلس شورای اسلامی از شعب دهم و یازدهم دیوان‌عالی كشور با اختلاف استنباط از مواد ماده ۱ قانون کار و ماده ۱۵۷ قانون کار مصوّب سال ۱۳۶۹ آراء متفاوت صادر شده است كه خلاصه‌ی جریان قضیه به شرح ذیل منعكس می‌شود:

الف - به دلالت محتویات پرونده كلاسه ۹۲۰۲۷۸ شعبه دهم دیوان‌عالی كشور، آقای قنبر ... دادخواستی به طرفیت شركت بهره‌برداری از شبكه‌های آبیاری و زهكشی دشت گرمسار تقدیم كرده و مفاداً خسارات تأخیر تأدیه‌ی موضوع محكومیت خوانده به شرح دادنامه شماره ۱۳۷ - ۱۳۹۰/۵/۵ هیأت تشخیص اداره كار و امور اجتماعی گرمسار مقوم به مبلغ ۱۵/۰۰۰/۰۰۰ ریال و هزینه دادرسی را مطالبه نموده، پرونده‌ی امر ابتدا در شعبه اول شورای حل اختلاف مركزی گرمسار مطرح شده و منتهی به صدور رأی شماره ۰۰۰۰۳۲ - ۱۳۹۱/۵/۱۷ مبنی بر محكومیت خوانده گردیده است. سپس با اعتراض محكومٌ‌علیه، پرونده به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی گرمسار ارجاع شده و این شعبه به موجب دادنامه شماره ۴۰۰۵۷۲ - ۱۳۹۱/۷/۴چنین رأی می‌دهد: ... با عنایت به اینكه طبق ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی كلیه‌ی خسارات اعم از تأخیر تأدیه چه در زمان صدور حكم مطالبه شود، چه بعد از آن، باید در مرجع صالح صادركننده‌ی رأی اصلی مورد رسیدگی قرار گیرد، از طرفی، اختلاف فردی بین كارگر و كارفرمای ناشی از قانون كار، با توجه به قانون كار مصوّب سال ۱۳۶۹ خصوصاً مواد ماده ۱ قانون کار و ماده ۱۵۷ قانون کار باید در هیأت‌های حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی مورد رسیدگی قرار گیرد؛ لهذا دادگاه با نقض رأی بدوی قرار عدم صلاحیت به شایستگی هیأت مذكور مستقر در اداره كار و امور اجتماعی گرمسار صادر نموده و پرونده را در اجرای ماده ۲۸ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) مدنی به دیوان‌عالی كشور ارسال كرده كه پس از ثبت و ارجاع آن به شعبه دهم، طی دادنامه ۴۵۱ - ۱۳۹۲/۷/۱۴ به شرح ذیل اتخاذ تصمیم كرده‌اند:

«مورد خواسته مستفاد از مندرجات دادخواست تقدیمی خواهان مطالبه‌ی خسارت تأخیر تأدیه‌ی محكومٌ‌به رأی شماره ۱۳۷ - ۱۳۹۰/۵/۵ هیأت تشخیص اداره كار و امور اجتماعی گرمسار می‌باشد. نظر به اینكه ماهیت دعوی مطروحه با اختلافات ناشی از روابط كارگری و كارفرمایی موضوع ماده ۱۵۷ قانون کار، ارتباطی ندارد، لذا رأی شماره ۴۰۰۵۷۲ - ۱۳۹۱/۷/۴ شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی گرمسار صحیح نبوده، ضمن نقض آن و اعلام صلاحیت همان دادگاه در رسیدگی به قضیه‌ی مطروحه، مقرر می‌دارد دفتر پرونده را در اجرای ماده ۲۸ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) به مرجع ذی‌ربط اعاده نماید.»

ب - طبق مندرجات پرونده كلاسه ۹۳۱۴۶۱ شعبه یازدهم دیوان‌عالی كشور آقای حسین ... دادخواستی به طرفیت شركت ذوب فلزات ابهر به خواسته‌ی مطالبه‌ی خسارت تأخیر در تأدیه‌ی بدهی به مبلغ ۲۳۴/۳۲۳/۲۲۶ ریال تقدیم دادگاه عمومی ابهر نموده و توضیح داده كه خوانده به موجب رأی شماره ۲۱۷ هیأت تشخیص اداره كار [محكوم به پرداخت] مبلغ ۲۳۴/۳۲۳/۲۲۶ ریال در حق اینجانب گردیده، ولی متأسفانه با وجود صدور برگ اجراییه تاكنون اقدام به اجرای حكم ننموده است. تقاضای محكومیت خوانده به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه را دارم. شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی ابهر با اعتقاد به اینكه هرگونه اختلاف فی‌مابین كارگر و كارفرما باید در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف موضوع قانون كار حل و فصل شود و از آنجا كه مطالبه خسارت تأخیر تأدیه نسبت به اصل دین از متفرعات دعوی اصلی محسوب می‌گردد كه به تبع اصل دعوا در صلاحیت مراجع موضوع ماده ۱۵۷ قانون کار است قرار عدم صلاحیت به شایستگی مراجع حل اختلاف اداره كار صادر و پرونده را در اجرای ماده ۲۸ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) به دیوان‌عالی كشور ارسال كرده است كه پس از طرح در شعبه یازدهم به موجب دادنامه ۱۴۶۳ - ۱۳۹۳/۶/۳۰ چنین رأی داده شده است:
«قرار عدم صلاحیت شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی ابهر كه به اعتبار صلاحیت هیأت تشخیص اداره كار آن شهرستان صادر شده است، با توجه به استدلال به عمل آمده، صحیح و مورد تأیید است و پرونده جهت اقدام مقتضی اعاده می‌گردد.»

با توجه به مراتب مذكور در فوق، چون اعضای محترم شعبه دهم دیوان‌عالی كشور رسیدگی به دعوی مطالبه‌ی خسارت تأخیر تأدیه‌ی محكومٌ‌به موضوع رأی هیأت تشخیص اداره كار و امور اجتماعی را با استدلال منعكس در رأی، در صلاحیت دادگاه حقوقی دانسته ولی اعضای محترم شعبه یازدهم در نظیر مورد، هیأت موضوع ماده ۱۵۷ قانون کار را واجد صلاحیت رسیدگی اعلام كرده‌اند و با این ترتیب اختلاف استنباط از قانون، موجب صدور آراء مختلف شده است، لذا به استناد ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی كیفری، طرح موضوع را برای صدور رأی وحدت رویه قضایی درخواست می‌نماید.

معاون قضایی دیوان‌عالی كشور - حسین مختاری

ب: نظریه دادستان كل كشور

«موضوع از این قرار است كه هیأت تشخیص اداره كار و امور اجتماعی خوانده را به پرداخت مبلغی در حق خواهان محكوم كرده است. خوانده به رأی صادره تمكین نكرده و از پرداخت محكوم‌ٌبه امتناع كرده است. خواهان (محكوم‌ٌله) پس از گذشت مدتی مطالبه‌ی خسارت تأخیر تأدیه نموده است. شعبه دهم و یازدهم دیوان‌عالی كشور اختلاف نظر دارند كه آیا این موضوع در صلاحیت دادگاه حقوقی است یا هیأت تشخیص اداره كار؟

شعبه یازدهم معتقد است كه رسیدگی به این موضوع در صلاحیت هیأت حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی است، زیرا هرگونه اختلاف فی‌مابین كارگر و كارفرما به استناد ماده ۱۵۷ قانون کار باید در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف مطرح شود و چون مطالبه خسارت تأخیر تأدیه نیز از متفرعات دعوی اصلی ( اصل دین ) محسوب می‌شود به تبع، اصل دعوی در صلاحیت همان هیأت‌ها است، شعبه دهم دیوان‌عالی كشور معتقد است كه ماهیت دعوی دوم هیچ‌گونه ارتباطی با اختلافات ناشی از روابط كارگری و كارفرمایی ندارد و لذا در صلاحیت مرجع قضایی ( دادگاه حقوقی ) است. به نظر می‌رسد به دلایل زیر نظر شعبه دهم صائب است:

۱ - هیأت تشخیص و هیأت حل اختلاف كارگری ( موضوع مواد ۱۵۷، ۱۵۸ و ۱۶۰ قانون كار ) برای رسیدگی به هرگونه اختلاف فردی بین كارگر و كارفرما تشكیل می‌شوند، در حالی كه در دعوی دوم اختلاف بین كارگر و كارفرما وجود ندارد و چون محكومٌ‌علیه به رأی قطعی صادر شده از سوی هیأت تشخیص تمكین نكرده و مدت زمان طولانی گذشته است، محكومٌ‌له مطالبه خسارت تأخیر تأدیه را نموده است.

۲ - موارد صلاحیت هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف در ماده ۱۵۷ قانون کار احصاء شده و این مورد از شمول آن خارج است.

۳ - تقاضای خواهان در دعوی دوم، خسارت تأخیر تأدیه موضوع ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی است. با توجه به مندرجات ماده‌ی مذكور، پذیرش تقاضای وی مستلزم رسیدگی قضایی و احراز شرایط مندرج در آن ماده است و احراز آن شرایط، نیازمند رسیدگی قضایی است و رسیدگی قضایی خارج از صلاحیت مراجع حل اختلاف اداره كار است.

۴ - ماده‌ی استنادی شعبه یازدهم دیوان‌عالی كشور، ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی است كه مقرر می‌دارد «دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین كرده و ضمن حكم راجع به اصل دعوا یا به موجب حكم جداگانه محكومٌ‌علیه را به تأدیه‌ی خسارت ملزم خواهد نمود.» اولاً، این ماده مربوط به دادگاه است نه هیأت‌های حل اختلاف. ثانیاً، قاعده‌ی تبعیت كه در این ماده مطرح شده است به این معناست كه دادگاهی كه به اصل دعوی رأی می‌دهد به متفرعات آن نیز رأی دهد و بر همین اساس در ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی كیفری نیز مقرر شده است «دادگاه مكلف است ضمن صدور رأی كیفری درخصوص ضرر و زیان مدعی خصوصی نیز طبق ادله و مدارك موجود رأی مقتضی صادر كند.» حالا در همین فرض چنانچه دادگاه نسبت به جبران ضرر و زیان رأی داد و محكومٌ‌علیه تمكین نكرد و محكومٌ‌له مطالبه‌‌ی خسارت تأخیر تأدیه نموده، چه دادگاهی صلاحیت رسیدگی به این موضوع را دارد؟ قطعاً همه معتقدند كه دادگاه حقوقی صلاحیت رسیدگی دارد، نه دادگاه كیفری كه قبلاً به موضوع رسیدگی كرده است.

۵ - اگر بنا را بر این بگذاریم كه خسارت تأخیر تأدیه‌ی ناشی از دستمزد كارگر نوعی خواسته‌ی تبعی است و باید در مراجع حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی رسیدگی شود، بایستی رسیدگی به دعوی اعسار مدیون ( كارفرما ) كه منشأ آن دین موضوع كارگری و كارفرمایی است را هم در صلاحیت مراجع حل اختلاف كار بدانیم كه قطعاً كسی این اعتقاد را نخواهد داشت.

۶ - مطابق اصل ۱۵۹ قانون اساسی و ماده ۱۰ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی )، دادگستری مرجع رسمی رسیدگی به تظلمات است و صلاحیت مراجع اختصاصی بر خلاف اصل و استثناء است و در موارد شك باید به اصل مراجعه كرد.

۷ - ملاك رأی وحدت رویه شماره ۶۰۴ - ۱۳۷۴/۱۲/۲۲ در تأیید همین نظر است كه مقرر می‌دارد «با توجه به حقوق و تكالیفی كه در قانون مذكور برای كارگر و پیمانكار ملحوظ گردیده، مطالبه‌ی دستمزد و حقوق پیمانكار نسبت به كار انجام شده براساس قرارداد تنظیمی كه مستلزم امعان‌نظر قضایی است، انطباقی با اختلاف بین كارگر و كارفرما نداشته و موضوع با توجه به شرح دعاوی مطروحه و كیفیت قراردادهای مستند دعوی از شمول ماده ۱۵۷ قانون کار خارج و بالنتیجه رسیدگی به موضوع در صلاحیت محاكم عمومی است.» با توجه به مراتب فوق، رأی صادر شده از شعبه دهم دیوان‌عالی كشور مورد تأیید می‌باشد.»

ج: رأی وحدت‌ رویه شماره ۷۵۷ - ۱۳۹۶/۱/۲۹ هیأت عمومی دیوان‌عالی كشور

نظر به اینكه مطابق ماده ۱۵۷ قانون کار، رسیدگی به هرگونه اختلاف فردی بین كارفرما و كارگر كه ناشی از اجرای این قانون و سایر مقررات كار باشد، در صلاحیت هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف قرار داده شده است؛ بنابراین، چنانچه دعوای دیگری غیر از آنچه كه در ماده‌ی مرقوم به آن‌ها تصریح شده، بین اشخاص مذكور در فوق مطرح شود، رسیدگی به آن با توجه به اصل ۱۵۹ قانون اساسی كه دادگاه‌های دادگستری را مرجع تظلّمات و شكایات قرار داده، از صلاحیت هیأت‌های مورد اشاره خارج و در صلاحیت دادگاه‌های دادگستری خواهد بود. بر این اساس، به نظر اكثریت قریب به اتفاق اعضای هیأت عمومی، رأی شعبه‌‌ی دهم دیوان‌عالی كشور كه دعوی مطالبه خسارت تأخیر تأدیه محكومٌ‌به رأی هیأت تشخیص اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی را در صلاحیت دادگاه دانسته، صحیح و قانونی است. این رأی طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی كیفری مصوّب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان‌عالی كشور، دادگاه‌ها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیر آن لازم‌الاتباع است.

هیأت عمومی دیوان‌عالی كشور

رأی شماره 1507 مورخ 1399/09/25 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری

شماره ۹۸۰۳۲۸۳ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۷

بسمه تعالی
جناب آقای اكبرپور
رئیس هیأت‌ مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران

یك نسخه از رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۹۹۰۹۹۷۰۹۰۵۸۱۱۵۰۷ مورخ ۱۳۹۹/۰۹/۲۵ جهت درج در روزنامه رسمی به پیوست ارسال می‌گردد.

مدیركل هیأت عمومی و هیأت‌های تخصصی دیوان عدالت اداری - مهدی دربین

تاریخ دادنامه: ۱۳۹۹/۰۹/۲۵
شماره دادنامه: ۱۵۰۷
شماره پرونده: ۹۸۰۳۲۸۳
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری اعلام كننده تعارض: شركت مخابرات ایران
موضوع: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری

گردش كار:
در خصوص دادخواست شركت مخابرات استان كردستان به خواسته‌ی اعتراض به رأی هیأت حل اختلاف اداره كار شهرستان سنندج در خصوص رسیدگی به دعوای پرداخت حق بیمه‌ی دانشجویان بورسیه شركت مخابرات، شعب دیوان عدالت اداری آراء متعارضی صادر كرده‌اند.

بدین نحو كه شعبه ۱۵ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در رسیدگی به دادخواست شاكی و به خواسته اعتراض به صلاحیت مراجع مذكور در ماده ۱۵۷ قانون کار با استدلال اینكه رابطه‌ی دانشجوی بورسیه با شاكی از نوع رابطه‌ی كارگر و كارفرما نبوده است، رأی به وارد دانستن شكایت صادر كرده است.

ولی شعبه ۱۳ و ۱۴ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در رسیدگی به همان خواسته با استدلال احراز رابطه‌ی كارگر و كارفرما بین دانشجوی بورسیه و شاكی، رأی به رد شكایت صادر كرده‌اند.

با توجه به مراتب، موضوع در اجرای ماده ۸۹ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری برای صدور رأی وحدت رویه به هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ارجاع شد. گردش كار پرونده‌ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

الف: شعبه ۶۰ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده‌های شماره ۹۵۰۹۹۸۰۹۰۳۴۰۲۰۱۰ و ۹۵۰۹۹۸۰۹۰۳۴۰۲۰۰۹ با موضوع دادخواست شركت مخابرات كردستان به طرفیت اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شهرستان سنندج و به خواسته‌ی نقض دادنامه‌های قطعی شماره ۴۶۶ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ و ۴۸۲ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۴ هیأت حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی به موجب دادنامه‌های شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۸ و ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۳ به شرح زیر رأی صادر كرده است: نظر به اینكه آراء قطعی شماره‌های ۴۶۶ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ و ۴۸۲ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۴ هیأت حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شهرستان سنندج در رأی حدوث اختلاف فی‌مابین كارگر و كارفرما بر اساس مواد ماده ۲ قانون کار، ماده ۳ قانون کار، ماده ۱۴۸ قانون کار و ماده ۱۵۷ قانون کار و سایر مواد از قانون كار مصوب ۱۳۶۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام حل و فصل گردیده و از ناحیه‌ی خواهان دلیل مؤثر و موجهی كه موجبات نقض یا بی‌اعتباری رأی معترض‌به را فراهم آورد ارائه و ابراز نگردیده و از طرفی در رسیدگی خوانده از حیث شكلی و ماهوی و رعایت قوانین و مقررات ایراد و اشكالی ثابت نیست لذا با عدم احراز نقض قوانین و مقررات و یا مخالفت با آن‌ها در مبانی استدلال رأی خواسته غیرموجه تشخیص و با اجازه‌ی حاصله از ماده ۶۳ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ضمن تأیید رأی معترض به حكم به رد شكایت صادر و اعلام می‌گردد.

رأی صادره به استناد ماده ۶۵ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می‌باشد. در اثر تجدیدنظر خواهی از رأی مذكور، شعبه ۱۵ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه‌های شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۵۵۶۰۱۸۷۸ - ۱۳۹۷/۰۸/۲۵ و ۹۷۰۹۹۷۰۹۵۵۶۰۱۱۷۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۳ با استدلال زیر رأی مذكور را نقض می‌كند:

تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه‌های شماره ۱۰۹۸۸ و ۱۰۹۹ شعبه ۶۰ دیوان وارد و موجه است زیرا آقایان جمشید مرادی و صلاح رضایی دانشجویان بورسیه‌ی شركت مخابرات بوده‌اند كه در دوران تحصیل از كمك هزینه بهره‌مند بوده‌اند و در این مدت رابطه‌ی كارگری و كارفرمایی نداشته‌اند تا هیأت تشخیص و حل اختلاف كارگری به موضوع رسیدگی و شركت مخابرات كردستان را محكوم به پرداخت حق بیمه‌ی دوران تحصیل بنماید و در آن دوره مخابرات دولتی بوده و اصل دعوا هم به شركت مخابرات كردستان كه بعد از واگذاری در سال ۱۳۸۸ خریدار سهام هستند ارتباطی ندارد و طبق ماده ۲ قانون کار، ماده ۳۴ قانون کار و ماده ۳۵ قانون کار، كارگر كسی است كه در مقابل دریافت حق‌السعی به درخواست كارفرما كار می‌كند و مزد در مقابل انجام كار به كارگر پرداخت می‌شود. دانشجویان بورسیه كار نمی‌كنند و پرداختی به آنان بابت كار نمی‌باشد تا كارگر محسوب شوند، بنابراین اعتراض قانونی است لذا به استناد مواد ۶۵ و ۷۱ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ضمن نقض دادنامه‌ی فوق‌الاشعار و رأی شماره ۴۶۶ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ و ۴۸۲ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۱/۰۴ هیأت حل اختلاف حكم به ورود شكایت شاكیان و رسیدگی مجدد با رعایت مفاد این دادنامه صادر می‌گردد. این رأی قطعی است.

ب: شعبه ۶۰ بدوی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده‌های شماره ۹۵۰۹۹۸۰۹۰۳۴۰۲۰۱۳ و ۹۵۰۹۹۸۰۹۰۳۴۰۲۰۱۱ با موضوع دادخواست شركت مخابرات كردستان به طرفیت اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شهرستان سنندج و به خواسته‌های نقض دادنامه‌های شماره ۴۶۵ - ۹۴ و ۴۶۴ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ هیأت حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی به موجب دادنامه‌های شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۵ و ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۷ - ۱۳۹۸/۰۸/۲۳ به شرح زیر رأی صادر كرده است: نظر به اینكه آراء قطعی شماره های ۴۶۵ - ۹۴ مورخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ و ۴۶۴ - ۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ هیأت حل اختلاف اداره تعاون، كار و رفاه اجتماعی شهرستان سنندج در راستای حدوث اختلاف فی‌مابین كارگر و كارفرما بر اساس مواد ماده ۲ قانون کار، ماده ۳ قانون کار، ماده ۱۴۸ قانون کار و ماده ۱۵۷ قانون کار و سایر مواد از قانون كار مصوب ۱۳۶۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام حل و فصل گردیده و از ناحیه‌ی خواهان دلیل مؤثر و موجهی كه موجبات نقض یا بی‌اعتباری رأی معترض‌به را فراهم آورد ارائه و ابراز نگردیده و از طرفی در رسیدگی خوانده از حیث شكلی و ماهوی و رعایت قوانین و مقررات ایراد و اشكالی ثابت نیست لذا با عدم احراز نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آن‌ها در مبانی استدلال رأی خواسته‌ غیرموجه تشخیص و با اجازه‌ی حاصله از ماده ۶۳ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ضمن تأیید رأی معترض به، حكم به رد شكایت صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره به استناد ماده ۶۵ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری می‌باشد.

دادنامه شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۵ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۳ به موجب رأی شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۵۵۵۰۴۳۲۶ - ۱۳۹۶/۱۲/۱۴ شعبه ۱۴ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری تأیید شده است.

دادنامه شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۳ به موجب رأی شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۵۵۴۰۰۶۹۲ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۱ شعبه ۱۳ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری تأیید شده است.

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۹/۰۹/۲۵ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشكیل شد و پس از بحث و بررسی با اكثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت كرده است.

رأی هیأت عمومی

الف - تعارض در آراء محرز است.
ب - از حیث امكان اقامه‌ی دعوا كارگران به طرفیت شركت مخابرات نسبت به دعاوی مرتبط با قبل از خصوصی سازی شركت مخابرات در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف اداره كار و همچنین صلاحیت هیأت‌های مذكور در رسیدگی به این دعاوی، با توجه به اینكه موضوع شكایت دانشجویان بورسیه، مربوط به سال های ۱۳۶۹ لغایت ۱۳۷۴ می‌باشد، كه شركت مخابرات در آن زمان دولتی بوده است و شاكیان پرونده‌های موضوع تعارض نیز پس از واگذاری سهام شركت مخابرات در سال ۱۳۸۸، كماكان به ادامه‌ی خدمت در مخابرات مشغول بوده و تحت شمول قانون كار قرار گرفته‌اند، لذا اولاً: رأی هیأت عمومی دیوان عالی كشور به شماره ۷۶۷ - ۱۳۹۷/۱/۲۱ كه بیان می‌دارد: «چون خواسته‌‌ی مورد مطالبه خواهان، به معوقات مالی بازنشستگی زمان اجرای مقررات قانون استخدام كشوری و قبل از واگذاری شركت مخابرات به بخش خصوصی ارتباط دارد، لذا با توجه به مراتب مذكور و مقررات ماده ۱۰ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) و نوع خواسته ( مطالبه‌ی وجه )، رسیدگی به این قبیل دعاوی در صلاحیت دادگاه‌های دادگستری است»، صرفاً در رابطه با آن دسته از كاركنان شركت مخابرات می‌باشد كه پیش از واگذاری شركت مخابرات بازنشسته شده‌اند حال آن كه در مانحن‌فیه اشتغال شاكیان در شركت مخابرات كردستان، پس از واگذاری نیز تحت شمول قانون كار تداوم داشته است و مالاً موضوع از شمول رأی مذكور خارج است. ثانیاً: با توجه به ملاك تعیین صلاحیت هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف اداره كار در رسیدگی به اختلافات، با استفاده از تنقیح مناط و وحدت ملاك از ماده ۲۶ آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ( آیین دادرسی مدنی ) مصوب سال ۱۳۷۹، كه تعیین صلاحیت مرجع رسیدگی را بر اساس تاریخ تقدیم دادخواست محسوب كرده است، از آن جهت كه در مانحن‌فیه، زمان تقدیم دادخواست، پس از واگذاری شركت مخابرات كردستان به بخش غیردولتی بوده است و قانون حاكم بر رابطه استخدامی شاكیان پرونده و شركت مخابرات در زمان مذكور، طبق تبصره ۱ ماده ۲۱ قانون مدیریت خدمات كشوری مصوب سال ۱۳۸۶، مشمول مقررات قانون كار می‌باشد. علیهذا مرجع صالح برای رسیدگی نیز هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف اداره كار موضوع ماده ۱۵۷ قانون کار خواهد بود. ثالثاً : ماده ۱۲ قانون کار مصوب سال ۱۳۶۹ بیان می‌دارد:

«هر نوع تغییر حقوقی در وضع مالكیت كارگاه، از قبیل فروش یا انتقال به هر شكل، تغییر نوع تولید، ادغام در موسسه دیگر یا ملی شدن كارگاه، فوت مالك و امثال این‌ها، در رابطه‌ی قراردادی كارگرانی كه قراردادشان قطعیت یافته است مؤثر نمی‌باشد و كارفرمای جدید، قائم‌مقام تعهدات و حقوق كارفرمای سابق خواهد بود» كه در پرونده‌های موضوع تعارض، شاكیان در زمان تقدیم دادخواست مشمول قانون كار بوده و در شركت مخابرات اشتغال داشته اند. لذا دادنامه‌ی شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۵۴۰۰۶۹۲ - ۱۳۹۷/۳/۱ شعبه ۱۳ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری كه در تأیید دادنامه‌ی شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۰۳۴۰۱۰۹۷ - ۱۳۹۶/۸/۲۳ شعبه ۶۰ بدوی دیوان عدالت اداری اصدار یافته است در حدی كه متضمن توجه طرح شكایت و اقامه دعوا به طرفیت شركت مخابرات در مراجع تشخیص و حل اختلاف اداره كار و احراز صلاحیت مراجع مذكور طبق ماده ۱۵۷ قانون کار در رسیدگی به دعواست، صحیح و مطابق با قوانین و مقررات است. لیكن از جهت ماهیت دعوا، با عنایت به اینكه خواسته‌ی شاكیان در مراجع تشخیص و حل اختلاف كار « احتساب مدت بورس به عنوان سابقه‌ی خدمت و پرداخت بیمه» بوده است، بنابراین ۱- مطابق بند ۱ماده ۶ آیین‌نامه اعطای بورس تحصیلی از طرف شركت مخابرات جمهوری اسلامی ایران به دانشجویان داخل استفاده می‌شود كه مخابرات در زمان دانشجویی، بورسیه‌ها را به استخدام نپذیرفته، بلكه تعهد مخابرات، تعهد به استخدام، بعد از اتمام تحصیل و حداكثر ۶ ماه پس از اعلام آمادگی از طرف بورسیه بوده است. ۲ - بر اساس جدول ماده ۷ آیین‌نامه‌ی مذكور، مبالغ پرداختی به دانشجویان، تحت عنوان «كمك هزینه» بوده و عنوان «حقوق و دستمزد» در رابطه با آن به كار برده نشده است، لذا هیچ‌گونه رابطه‌ی استخدامی بین شركت مخابرات و دانشجویان احراز نمی‌گردد. ۳ - وفق ماده ۲ آیین‌نامه، هدف از اعطای بورس تحصیلی، تأمین نیروی انسانی متخصص و متعهد در زمینه‌های تكنولوژی مخابراتی كشور برای كلیه‌ی واحدهای شركت، خصوصاً در مناطق محروم از طریق ایجاد رفاه بیشتر برای دانشجویان مستعد اعلام شده است كه این امر نیز هیچ‌گونه دلالتی بر وجود رابطه‌ی استخدامی در حین تحصیل ندارد. لذا از حیث ماهوی، دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۰۹۵۵۵۶۰۱۱۷۶ - ۱۳۹۷/۳/۳ شعبه ۱۵ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری كه ضمن نقض آراء هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف كار اعلام نموده است، به دلیل عدم احراز رابطه‌ی استخدامی و كارگری و كارفرمایی در زمان تحصیل دانشجویان بورسیه، موجبی جهت پرداخت حق بیمه وجود ندارد، در حد عدم الزام شركت مخابرات كردستان به پرداخت حق بیمه مدت بورسیه، صحیح و مطابق قوانین و مقررات است. این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۲ قانون دیوان عدالت اداری و ماده ۸۹ قانون تشكیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری - محمدكاظم بهرامی

هیچ نظریه مشورتی برای این ماده ثبت نشده است.

هیچ نشست قضایی برای این ماده ثبت نشده است.

دسترسی اشتراکی

برای مشاهده کامل تست‌ها، انتخاب گزینه و دیدن پاسخ باید اشتراک فعال داشته باشید.

تستی مطابق این مرتب‌سازی برای شما یافت نشد.

قبلی بعدی