دیافراگمها باید با توجه به فرضیات منظورشده در محاسبات کل سازه، دارای سختی مناسب و مقاومت کافی در برابر بارهای جانبی و نیروهای اینرسی افقی و قائم باشند و اتصال آنها به عناصر قائم مقاوم لرزهای بهگونهای باشد که کل سازه در هنگام وقوع زلزله، یکپارچه عمل نماید. برای تعیین تلاشهای ایجاد شده در هر دیافراگم باید نیروها مطابق ضوابط بند پ ۳-۴، در نظر گرفته شوند. توزیع نیرو بین تکیهگاههای دیافراگم (عناصر قائم مقاوم لرزهای) باید با رعایت ضوابط بند ۳-۹-۴-۱ صورت گیرد. این تلاشها، در داخل دیافراگم و مسیرهای انتقال نیرو و نیز در نواحی اتصال دیافراگم به عناصر قائم مقاوم لرزهای باید به نحو صحیح، تحمل یا منتقل شوند (شکل پ۳-۵). در صورتی که دیافراگم، ملزم به انتقال نیروهای زلزله از عناصر قائم مقاوم لرزهای در بالای دیافراگم به عناصر قائم مقاوم لرزهای دیگر در زیر دیافراگم باشد (بهدلیل جابجایی در هندسه یا تفاوت در سختی نسبی جانبی عناصر قائم مقاوم لرزهای) مقدار این نیروهای انتقالی باید به مقادیر نیروهای حاصل از بند ۳-۱۳-۳، اضافه شوند (مطابق روند ارائه شده در بند پ۳-۴-۱). منتجه نیروهای داخلی دیافراگم باید بر مبنای یکی از سه روشارائه شده در بند پ۳-۶-۱ استخراج و در طراحی دیافراگم و اجزاء آن، مورد استفاده قرار گیرد. در تحلیل دیافراگمهای بتنآرمه لازم است اثر کاهش سختی داخل صفحه به دلیل ترک خوردگی منظور شود. مقدار ضریب اصالح سختی ناشی از ترکخوردگی تحت نیروهای زلزلهی طرح، در محدودۀ ۰۱۵ تا ۰۵ متغیر بوده و توصیه میشود در مواردی که نتایج / / تحلیل دیافراگم به مقدار این ضریب وابستگی زیادی دارد، تحلیلهای جداگانه با منظور
نمودن هر دو مقدار انجام شود و نیروهای داخلی بزرگتر ناشی از این دو تحلیل، مبنای طراحی دیافراگم قرار گیرد.
شکل پ۳-۵ نمونه ای از رفتار دیافراگم تحت بار جانبی