تعاریف
فصل دوم
Analysis Hazard Seismic Deterministic
تحلیل خطر تعیینی (تعیُّنی یا قطعی) زلزله:
فرآیندی است که طی آن پارامترهای لرزهای رویدادی منتخب (با بزرگا و فاصله مشخص)
حاصل از تفکیک خطر لرزهای در ساختگاه با توجه به نوع زمین ساختگاه تعیین م یشود.
Analysis Linear Equivalent
تحلی ل خطی معادل:
روش تقریبی مبتنی بر معادل سازی رفتار غیرخطی خاک با رفتار خطی، برای در نظ رگرفتن
اثرات آبرفت بر روی مقدار جنبش زمین اعمال شده در سنگ بست ر
Disaggregation Hazard Seismic
تفکیک خطر لرزهای:
فرآیند محا سب ة درصد مشارکت رویدادهای ممکن چشم ههای لرز هزای منطقه در احتمال
فراگذشت پارامتر پاسخ لرزهای در یک ساختگاه معین.
Loading or Response Maximum
راستای بیشینه پاسخ (یا راستای بیشینه بارگذاری):
Direction
راستایی که در آن بیشترین میزان پاسخ نوسانگر یک درجه آزادی تحت تحریک افقی
زمینلرزه رخ م یدهد. بدیهی است که این راستا در حالت عمومی، برای هر مقدار از زمان
تناوب این نوسانگر متفاوت است.
Model Motion Ground
روابط تخمین جنبش زمین (رابطهی کاهندگی):
مدل ریاضی سازگار با خصوصیات لرزهای منطقه که مقادیر پارامترهای جنبش قوی زمین
را بصورت تابعی از نوع گسلش، فاص ل ة چش م ة لرز هزا تا ساختگاه، بزرگا، جنس زمین ساختگاه
و سایر عوامل موثر به صورت مقدار متوسط و پراکندگی پیرامون آن ارائه م ینماید.
Earthquake Considered Maximum
زلزله بیشینه مورد نظر:
شدیدترین سطح جنبش زمین مورد استفاده در این آییننامه که احتمال رخداد آن در طول
عمر سازه بسیار اندک است. عموم ا ً دوره بازگشت این سطح جنبش حدود ۲۴۷۵ سال است.
Spectra Hazard Uniform
طیف خطر یکنواخت:
طیفی است که مقادیر جنبش آن با هر زمان تناوب سازه، دارای احتمال فراگذشت یکسان
در مدت زمان معین باشد.
)SDC( Category Design Seismic
گروه طراحی لرزهای:
گروهبندی که بر اساس لرزهخیزی محل، نوع زمین ساختگاه و اهمیت ساختمان، به سازه
اطلاق میشود.
Fault Active
گسل فعال:
گسلی است که در دوره هولوسن (از حدود ۱۰ هزار سال قبل تا کنون)، زلزل های بر روی آن
رخ داده باشد یا گسلی که در نی م ة دوم کواترنری (تقریبا ۱ میلیون سال پیش تا کنون)
فعالیت لرزهای داشته و نرخ لغزش آن بیش از ۱ میلیمتر در سال است.
فصل سو م
Δ P Effects Delta-P
آثار -:
آثار ثانویه بر روی تال شهای موجود در اعضای سازهای و نیز تغیی ر مکا نهای جانبی طبقات،
ناشی از بارهای قائم، که به علت تغییر مکان جانبی نسبی در عضو ایجاد میشود.
Connection Khorjini
اتصال خورجینی:
نوعی اتصال تیر به ستون است که در آن تیرها از طرفین ستون عبور داده شده و برای
ایجاد اتصال، از جزئیات خاصی که در نشریه شماره ۳۲۴ معاونت برنامهریزی و نظارت
راهبردی آورده شده، استفاده میگردد.
Height Building
ارتفاع ساختمان:
ارتفاع قائم از تراز پایه تا بالاترین تراز سیستم مقاوم لرزهای ساختمان. در صورتیکه سقف
بالاترین تراز بصورت شیبدار باشد، این ارتفاع از تراز پایه تا متوسط ارتفاع سقف مذکور
محاسبه میشود. همچنین، در صورتیکه وزن خرپشته بیش از ۲۵ درصد وزن بام باشد
باید ارتفاع آن در محاسبة ارتفاع ساختمان در نظر گرفته شود.
Forces Seismic
نیروهای زلزله:
نیروهای تعیین شده در این آییننامه، که جهت طراحی سازه و اجزاء آن مورد استفاده
قرار میگیرند.
Shear Base
برش پایه:
مجموع نیروهای جانبی زلزلهی ایجاد شده در ساختمان، در تراز پایه.
Shear Story
برش طبقه:
مجموع نیروی جانبی زلزله در تراز طبقه مورد نظر و طبقات بالاتر از آن.
Base
تراز پایه:
ترازی است که فرض میشود در هنگام زلزله، حرکات افقی زمین، در آن تراز به سازه
منتقل میگردد.
Drift Story
تغییر مکان جانبی نسبی طبقه:
اختالف تغییر مکان جانبی کل تراز سقف طبقه نسبت به تراز کف تحتانی آن.
Displacement Lateral Total
تغییر مکان جانبی کل:
تغییر مکان جانبی افقی تراز یک کف نسبت به موقعیت اولیه آن.
Collector
جم عکننده:
عضوی از دیافراگم است که با نیروهای برشی وارد بر دیافراگم هم راستا بوده و این نیروها
را جمع نموده و به عناصر قائم مقاوم لرزهای منتقل کرده و یا آنها را در دیافراگم پخش
مینماید.
Zone Panel
چشمه اتصال:
ناحی های از جان یا جانهای ستون، محصور بین بالهای ستون و ورقهای پیوستگی یا
امتداد ورقهای بال تیر یا امتداد ورقهای روسری و زیرسری، در گرۀ اتصال گیردار تیر به
ستون در قابهای خمشی فولادی.
Diaphragm
دیافراگم:
کفها، بامها یا سیستمهای مهاربندی در کف که نیروی جانبی زلزله را با عملکرد داخل
صفحة خود به عناصر قائم مقاوم لرزهای منتقل میکنند. دیافراگمها ممکن است بهصورت
افقی یا شیبدار باشند.
Wall Bearing
دیوار باربر ثقلی:
فولادی: دیواری که علاوه بر وزن خود، بارهای قائم به مقدار ۱۵ کیلونیوتن بر متر یا
بیشتر را تحمل میکند.
بتنی و بنایی: دیواری که علاوه بر وزن خود، بارهای قائم به مقدار ۳ کیلونیوتن بر متر
یا بیشتر را تحمل میکند.
Wall Nonbearing
دیوار غیرباربر ثقلی:
دیوار فولادی، بتنی یا بنایی که دارای شرایط دیوار باربر ثقلی نباشد.
Wall Shear
دیوار برشی:
دیواری که نیروهای جانبی زلزله را با عملکرد داخل صفحة خود تحمل میکند. این دیوار
ممکن است باربر یا غیرباربر ثقلی باشد.
Wall Structural
دیوار سازهای:
دیواری که دارای شرایط دیوار باربر ثقلی، دیوار برشی یا هر دوی آنها باشد.
Stiffness Story
سختی طبقه:
نسبت برش طبقه به تغییر مکان جانبی نسبی ارتجاعی آن طبقه، تحت اثر نیروهای جانبی
وارد بر ساختمان.
System Structural
سیستم سازهای:
سیستمی که در آن، برخی یا تمامی اعضای سازهای، وظیفه تأمین سختی و مقاومت در
برابر بارهای وارد بر ساختمان را بر عهده دارند.
System Resisting-Force Seismic
سیستم مقاوم در برابر نیروی جانبی زلزله:
بخشهایی از سیستم سازهای که وظیفة تأمین مقاومت و سختی در برابر نیروهای جانبی
زلزله را بر عهده دارند. در این آییننامه، این سیستم، به اختصار، سیستم مقاوم لرزهای
نامیده میشود.
System Wall Bearing
سیستم دیوارهای باربر:
نوعی سیستم مقاوم لرزهای مطابق با بند ۳-۴-۱-۱.
System Frame Building
سیستم قاب ساختمانی:
نوعی سیستم مقاوم لرزهای مطابق با بند ۳-۴-۱-۲.
System Frame Moment
سیستم قاب خمشی:
نوعی سیستم مقاوم لرزهای مطابق با بند ۳-۴-۱-۳.
System Dual
سیستم دوگانه یا ترکیبی:
نوعی سیستم مقاوم لرزهای مطابق با بند ۳-۴-۱-۴.
System Column Cantilevered
سیستم ستون کنسولی:
نوعی سیستم مقاوم لرزهای مطابق با بند ۳-۴-۱-۵.
Ductility
شکلپذیری:
خصوصیتی از سازه است که بهموجب آن، اعضا در تمام یا قسمتی از طول خود، بدون
کاهش قابل مالحظهای در مقاومت، قادر به تحمل تغییرشکلهای غیر ارتجاعی هستند.
Story
طبقه:
بخشی از یک سازه که بین دو کف متوالی قرار دارد.
Story Soft
طبقه نرم:
مطابق تعریف مندرج در بند ۳-۳-۲-ث.
Story Soft Extreme
طبقه خیلی نرم:
مطابق تعریف مندرج در بند ۳-۳-۲-ث.
Story Weak
طبقه ضعیف:
مطابق تعریف مندرج در بند ۳-۳-۲-ت.
Story Weak Extreme
طبقه خیلی ضعیف:
مطابق تعریف مندرج در بند ۳-۳-۲-ت.
Chord Diaphragm
عضو لبه دیافراگم:
ناحیه مرزی یک دیافراگم، عمود بر بار جانبی وارده که فرض میشود تنشهای نرمال
ناشی از خمش داخل صفحه دیافراگم را تحمل میکند.
Elements Resisting-Force Seismic Vertical
عناصر قائم مقاوم لرزهای:
مجموعهای از اعضا و اجزاء که بخشی از یک سیستم سازهای قائم را، که وظیفة تأمین
سختی و مقاومت در برابر نیروهای زلزله را بر عهده دارد، تشکیل میدهند.
Frame Moment
قاب خمشی:
قابی که در آن اتصالات تیر به ستون، گیردار (پیوسته) است. در مواردی که این قاب،
بخشی از سیستم مقاوم لرزهای ساختمان محسوب میگردد، اعضا و اتصالات باید قادر به
تحمل آثار ناشی از نیروهای زلزله از طریق خمش ایجاد شده در اعضا در امتداد طول آنها
باشند.
Frame Space
قاب فضایی:
سیستم سازهای سهبعدی، متشکل از اعضای متصل به یکدیگر، بدون دیوارهای باربر ثقلی،
که قادر به تحمل بارهای قائم است. در این سیستم، اتصال تیرها به ستونها ممکن است
بسته به شرایط، مفصلی یا گیردار باشد. در صورتیکه اتصالات بصورت گیردار باشند و
قاب، برای تحمل نیروهای زلزله طراحی شده باشد (با رعایت کلیه ضوابط و الزامات
مربوطه) میتوان آن را بهعنوان قاب مقاوم لرزهای در نظر گرفت.
Frame Braced Steel
قاب مهاربندیشده فولادی:
قابی است به شکل خرپای قائم از نوع همگرا یا واگرا که به منظور تأمین مقاومت در برابر
نیروهای جانبی زلزله در سیستم قاب ساختمانی و سیستم دوگانه مورد استفاده قرار م یگیرد.
Frame Braced Concentrically
قاب مهاربندیشده همگرا:
قاب مهاربندیشدهای است که در آن، امتداد اعضای مورب، از محل تقاطع تیرها و ستونها
میگذرد یا در محلی بر روی محور تیر، همگرا میشوند.
Frame Braced Eccentrically
قاب مهاربندیشده واگرا:
قاب مهاربندیشدهای است که در آن حداقل یکی از دو انتهای عضو مورب، دارای فاصلهای
از محل تقاطع تیر با ستون یا انتهای عضو مورب دیگر است.
)SDC( Category Design Seismic
گروه طراحی لرزهای:
گروهبندی که بر اساس لرزهخیزی محل، نوع زمین ساختگاه و اهمیت ساختمان، به سازه
اطلاق میشود.
Mass of Center Story
مرکز جرم طبقه:
در تراز هر طبقه، مرکز جرم، محل برآیند نیروهای وزن تمامی اعضا و اجزاء سازهای و
غیرسازهای آن طبقه است.
Rigidity of Center Story
مرکز سختی طبقه:
در یک طبقه، مرکز سختی نقط های است که چنانچه نیرویی جانبی به آن نقطه وارد شود، در
آن طبقه صرفًا تغییرشک ل انتقالی ایجاد شده و پیچشی در آن طبقه به وجود نیاید.
Strength Lateral Story
مقاومت جانبی طبقه:
مجموع مقاومت افقی تمامی اعضای مقاوم لرزهای طبقه که برش طبقه موردنظر را تحمل
میکنند.
Ratio Drift Story
نسبت تغییر مکان جانبی نسبی طبقه:
تغییر مکان جانبی نسبی طبقه تقسیم بر ارتفاع طبقه.
Forces Transfer Diaphragm
نیروهای انتقالی دیافراگم:
نیروهای به وجود آمده در دیافراگم، ناشی از انتقال نیروهای زلزله عناصر قائم مقاوم لرزهای
در بالای دیافراگم، به سایر عناصر قائم مقاوم لرزهای در زیر دیافراگم، که به دلیل جابجایی
محل عناصر قائم مقاوم لرزهای یا به دلیل تغییر سختی جانبی نسبی عناصر قائم مقاوم
لرزهای، ایجاد شدهاند.
فصل هفت م
تراز کف:
اولین تراز سازه جداسازی شده در بالای الیه جداساز
) D(
تغییر مکان حداکثر M:
بیشترین تغییر مکان جانبی سامانه جداساز (بدون در نظر گرفتن تغییر مکان اضافی ناشی
از اثر پیچش) که برای طراحی آن مورد نیاز است. این تغییر مکان با استفاده از
مشخصههای رفتاری کران بالا و پایین سامانه جداساز به صورت جداگانه محاسبه میشود.
) D(
تغییر مکا ن حداکثر کل TM:
بیشترین تغییر مکان جانبی با در نظر گرفتن تغییر مکان جانبی ناشی از اثر پیچش (ذاتی
و تصادفی) که برای بررسی پایداری سامانه جداساز یا اجزاء آن، تعیین درز انقطاع بین
ساختمانها و همچنین در انجام آزمایش بار قائم بر روی نمونههای اولیه جداسازها به کار
گرفته میشود. تغییر مکان حداکثر کل باید بصورت جداگانه با استفاده از مشخصههای
رفتاری کران بالا و حد پایین محاسبه شود.
دستگاه جداساز یا جداساز:
عضوی انعطاف پذیر در امتداد افقی ولی سخت در امتداد قائم از سامانه جداساز است که
ظرفیت تحمل تغییرشکلهای جانبی بزرگ تحت اثر زلزله طرح را دارا میباشد. هر جداساز
میتواند هم به عنوان بخشی از سیستم باربر ثقلی ساختمان و یا اضافه بر آن در نظر گرفته
شود.
دستگاه میراگر یا میراگر:
یک جزء سازهای انعطافپذیر از سامانه میراگر که تحت حرکت نسبی دو انتهای خود انرژی
را مستهلک میکند. یک دستگاه میراگر شامل تمام مفاصل، پیچها، ورقهای اتصال و
قطعات دیگری است که برای اتصال آن به اجزاء دیگر سازه مورد نیاز میباشد. میراگرها
بهعنوان وسایل وابسته به تغییر مکان و یا وابسته به سرعت و یا ترکیبی از هر دوطبقهبندی
میشوند که به صورتی خطی یا غیرخطی عمل میکنند.
روسازه:
اعضای سازۀ جداسازی شده و اجزاء غیرسازهای یا بخشهایی از آنها که در الیه جداساز یا
بالاتر از آن قرار دارند.
)Scragging(
زوال چرخ های:
کاهش سختی محصوالت الستیکی از جمله جداسازها، ناشی از بارگذاری چرخهای که
بخشی از آن با گذشت زمان بازیابی میشود.
زیرسازه:
مجموعهای از عناصر سازهای که در زیر الیه جداساز قرار گرفته و به صورت صلب با زمین
حرکت میکنند.
سامانه جداساز:
مجموعهای از اعضای سازهای است که شامل تمامی جداسازها، اعضای انتقال دهن دۀ نیروها
به اجزاء سامانه جداساز و اتصالات موجود برای انتقال این نیروها به دیگر اعضای سازهای
میباشد. سامانه جداسازهمچنین شامل سامانه مهار اثر باد، تجهیزات مستهلک کننده
انرژی و سامانه مهار جانبی خواهد بود (شکل ۷-۱).
سامانه مهار اثر باد:
مجموعهای از اجزاء سازهای که تغییر مکان جانبی سازه جداسازی شده را در برابر بار باد
محدود میسازد. سامانه مهار اثر باد میتواند از اجزاء داخلی دستگاه جداساز بوده و یا جزء
جداگانهای باشد.
سامانه مهار جانبی:
مجموعه عناصر سازهای که تغییر مکان جانبی سازه جداسازی شده را تحت اثر زلزله
(MCE)
بیشینه مورد نظر محدود میکند.
سامانه میراگر:
مجموعهای از اجزاء سازهای که شامل میراگرها، اجزاء سازهای یا مهاربندهای مورد نیاز
برای انتقال نیرو از میراگرها به پی سازه و اجزاء سازهای مورد نیاز برای انتقال نیرو از
میراگرها به سیستم مقاوم لرزهای میشود (شکل ۷-۲).
سختی موثر:
نسبت نیروی جانبی در سامانه جداساز به تغییر مکان جانبی متناظر با آن.
الیه جداساز:
محدوده ما بین سازه جداسازی شده در تراز کف با قسمت زیرین سازه که به صورت صلب
با زمین حرکت میکند (شکل ۷-۱).
میراگر وابسته به جابجایی یا سرعت:
پاسخ نیرویی یک دستگاه میراگر وابسته به جابجایی اصوالً تابعی از جابجایی نسبی میان
دو انتهای آن بوده و به طور عمده مستقل از سرعت نسبی بین دو انتهای آن یا فرکانس
تحریک میباشد. میراگر وابسته به سرعت اصوالً تابعی از سرعت نسبی دو انتهای آن است.
و میتواند تابعی از جابجائی نسبی آنها نیز باش د