در اثر وزن ساختمان، مدول برشی خاک در مجاورت کف سازۀ پی افزایش مییابد. ضریب f افزایش مدول برشی خاک در اثر وزن ساختمان، g، از رابطهی (پ۴-۲) محاسبه میشود.
۵ V t ۵ i ۰ s i t = t ; ۱۵ = f (پ۴-۲) g i g ۱ V t i sg i t، در رابطهی فوق، g عمق مؤثر خاک است که از کف سازۀ پی سطحی به پایین اندازهگیری ۲/B۳L ۴ ۲/BL۳ ۴ L، شده و برابر با میانگین و در نظر گرفته میشود. طول سازۀ پی (بعد B، بزرگتر) و عرض آن (بعد کوچکتر) میباشد. به منظور لحاظ نمودن اثر تغییرات تنش قائم ناشی از وزن ساختمان با عمق، در رابطهی (پ۴-۲) لازم است عمق مؤثر خاک، حداقل t، V V به پنج قسمت، هر یک به ضخامت i تقسیم گردد. s۰i و sgi به ترتیب، سرعت موج برشی در شرایط آزاد (بدون وجود سازه) و سرعت موج برشی افزایش یافته به علت اثر i V V وزن ساختمان در مرکز قسمت میباشند. s۰i بر مبنای گزارش ژئوتکنیک و sgi از رابطهی (پ۴-۳) محاسبه میشود. ۲ n i + i (پ۴-۳) V = V i i ۰ s i sg n در رابطهی فوق، عدد برای خاکهای ماسهای برابر با ۰۵ و برای خاکهای رسی برابر ۱۰ / / i است. همچنین تنش مؤثر قائم در مرکز قسمت ناشی از وزن خاک (در شرایط آزاد، i ، i بدون حضور سازه) و تنش مؤثر قائم در مرکز قسمت ناشی از اثر وزن ساختمان i میباشند که از روابط (پ۴-۴) و (پ۴-۵) تعیین میشوند. u − hj = (پ۴-۴) i j i P L ۱ ۴ ۰. ۰ − ۲ ۵. ۰ = = (پ۴-۵) i A B ۶ γ j h در رابطهی (پ۴-۴)، وزن حجمی کل قسمت ام خاک و j ضخامت آن قسمت است j (i ≤ j) u، i و i فشار آب حفرهای در مرکز قسمت ام است که میتوان آن را از حاصلضرب i وزن حجمی آب در ارتفاع ستون آب بر روی مرکز قسمت در نظر گرفت. ارتفاع ستون آب باید برابر با بالاترین حد محتمل برای آن در طول عمر مفید ساختمان در نظر گرفته f شود. در صورت نامعلوم بودن این مقدار، g برابر ۱۰ منظور میگردد. همچنین در رابطهی L B A، P، (پ۴-۵)، و به ترتیب، طول و عرض سازۀ پی، مساحت سازۀ پی و نیروی محوری وارد بر پی ناشی از بارهای ثقلی است.